پیش دبستانی تا ششم ابتدایی

پیش دبستانی تا ششم ابتدایی

5دبستانی،با کودکان برای کودکان،پیش دبستانی تا ششم ابتدایی

نمونه سوال و آزمون های اول تا ششم ابتدایی، کارتون، نقاشی و رنگ آمیزی، کاردستی، فلش کارت و کاربرگ، قصه و مقاله، پیش دبستانی و مهد

 دروغگویی در کودکان 

 

راههای درمان و اصلاح

 

 

۱- شنــــاخت علل :

باید بدانیم چرا كودك دروغ می گوید ؟ چه انگیزه ها و موجباتی او را به دروغ واداشته اند؟ هدف او از این دروغ چیست ؟

 

۲- دادن آگاهـــــی :

پس از شناخت علت یا علل، زمان دادن آگاهی و اطلاعاتِ لازم است. فی المثل  كودكی كه در اثر اشتباه در بیان تخیل و واقعیت دروغی گفته باید بفهمد كه واقعیت چیست و خواب و خیال چیست و به او تفهیم گردد كه در بیان آن مسئله دچار اشتباه شده است.

به فردی كه در سن تشخیص است باید تفهیم شود سخنی را كه گفته ناپسند بوده و مورد قبول و پذیرش پدر و مادر و دیگران نیست و ممكن است روزی این گونه  سخنان زیان و خطر پدید آورند و باعث آبروریزی هایی شوند و ...

 

۳- ایجـــاد محیــــط سالــــــم :

محیط خانه و تربیت كودك را از ریا و نیرنگ دور سازید و افراد را از معاشران دروغ پرداز ، حتی آنهایی كه گاهی به شوخی دروغ می گویند بر حذر بدارید. زیرا كودك است و جنبه  نقش پذیری و تقلید او .

 

۴- رعـــایت انصــاف :

طفلی شاهد بی انصافی های والدین است. پدر و مادر را می بیند كه مثلاً دراثر اشتباه ظرفی از دستشان می افتد و می شكند و كسی نیست آنها را مورد بازخواست قرار دهد ، ولی همین كه نمونه این لغزش توسط طفل صورت بگیرد او رابه باد ناسزا و متهم به سر به هوایی می كنند. كودك چون انصافی از پدر و مادر نمی بیند و از سوی دیگر مایل به شكست و تحقیر شخصیت خود نیست تن به دروغ می دهد.

 

۵- عفــــــــو و بخشـــــش :

در خانه و زندگی و در اداره فرزندان رعایت انضباط و ضوابط اخلاقی ضروری است؛ ولی زیاده روی در این امر نیز درست نیست. برای واداشتن طفل به راستگویی ضروری است در مواردی از بعضی لغزشها كه گاهی خود هم مرتكب آن می شویم طفل را ببخشاییم. حتی رعایت  انصاف ایجاب می كند كه او در مواردی كارهای جزئی خود را كه علنی كردن آن موجب شرم و حیاست از شما پنهان دارد البته به شرطی كه مخالف شرع و اخلاق نباشد.

 

۶- محــــدود كـــــردن تـــــوقعات :

از او انتظار نداشته باشید كه همه ی خواست های شما را برآورده كند و كاری كه شما در انجامش ناتوانید و یا تنبلی تان می آید كه آنرا انجام دهید، او برای شما انجام دهد .

 

۷- ایمــــن كــــردن از مجـازات : 

فرزندان ما باید در خانه احساس آرامش و اطمینان كنند و ‌مطمئن باشند كه خطاهای  بی اختیار بخشوده میشود. تنبیه و سرزنش برای مواردی است كه تعمدی در كار باشد و تازه اگر در همان كار عمدی هم سخن راست گفته شود موجب تخفیف در عقوبت است .

 

۸- پنــــد و انـــدرز :

این امر در كودكان مؤثرتر است از آن جهت كه هنوز با فطرت خود فاصله چندانی نگرفته اند و هنوز درون و ضمیرشان پاك و صاف است. بیان یك مسئله كه این روش فلان ضرر را دارد و خدا از آن راضی نیست و آدم را به جهنم می برد می تواند در بازداشتن او از این راه مؤثر باشد .

 

۹- ارائـــــه  محبــــت :

به فرزند باید محبت كرد به گونه ای كه او گرمی و لذت آن را بچشد و احساس كند. وجود محبت سبب می شود كه طفل نیازی به تظاهر و تصنع نداشته باشد و به دروغ و فریب رو نیاورد. محبت پیوند دهنده همه گسستگی هاست و باب ملاحظات را  بین كودك و والدین پدید می آورد. او را وامی دارد در چارچوب نظامی حركت كند كه والدین برای او ترسیم كرده اند. البته لازمه این محبت آن است كه در مواردی لغزش او را نادیده بگیرند و اگر هم خطایی مستحق تنبیه انجام داد بر او ببخشاییم .

 

۱۰- هشـــــدار به كـــــودك :

ما معمولاً سعی داریم به كودك تفهیم كنیم كه راه او راهی درست و به صواب نیست . البته این سخنان برای همه ی اطفال قابل فهم نیست. اگرچه كودك باید  از قبل بداند كه دوست داشتن والدین چه منافعی برای او دارد و دوست نداشتن چه زیانهایی. بعدها در سنین بالاتر می توان به او گفت كه این كار را خدا دوست ندارد و چیزی كه خدا دوست نداشته باشد برایش عقوبت و مجازات تعیین می كند ، او را به جهنم و آتش می سوزاند و از محبت ها و لذتها محروم می سازد .

 

۱۱- اعــــلام نارضایتـــــی :

پدر و مادر با نشان دادن حالت خود و با بیان خویش باید به او تفهیم کنند كه از عمل او ناراضی هستند ، دوست ندارند دروغ او را بشنوند و از این كه او در حضور جمع ، این دروغ آن هم با این عظمت را گفته خوشحال نیستند. والدین در مواردی با نشان دادن قیافه مظلومانه و حق به جانب به او نشان دهند كه آبرویشان در این دروغ از میان رفته و آنها از این مسئله ناراحت اند. باید مسئله را به گونه ای در ذهن  بزرگ كرد تا دیگر این حالت مكرر نشود و او هوس دروغگویی نكند .

 

۱۲- ایجـــــــاد ســـــرخــــوردگــــی :

در مواردی كه دروغگویی كودكان مكرر شود می توان در حد متعادلی روحیه او را شكست و سرخوردگی در او ایجاد كرد؛ مثلاً آنگاه كه سرگرم دروغگویی و میدان داری است با قیافه ای گرفته و بدون لبخند و بدون تصدیق و تأیید با او مواجه شویم و در برابر سخنانش بی تفاوت باشیم و در وسط سخنش خودمان با دیگری صحبت كنیم و یا موضوع بحث را عوض كنیم تا او بداند در این راه توفیق نیافته است.

 

۱۳- مـــچ گیــــری :

در مورد حادتر می توان موضع شدیدتری گرفت و پس از بیان دروغهایش آن را به رخش كشید و به او تفهیم كرد كه ما می دانیم تو دروغ می گویی . البته لازم است این مرحله پس از همه تذكرات، ‌اخطارها و اندرزها باشد و آنچنان نباشد كه در حضور جمعی صورت گیرد و او در این زمینه احساس حقارت كند. چون به هنگامی كه كودك خود را رسوا ببیند سر از كارهای خطرناكی در می آورد و دروغگویی حرفه ای می شود .

 

۱۴- تنبیــــه و تهــــــدید :

در مواردی كه هیچ یك از مواضع بالا سودی نبخشد و فایده ای ندهد بهتر است از راه تهدید و یا تنبیه او را از دروغگویی دور داریم كه البته این راه، چندان عملی نیست و تنبیه ما نشان میدهد كه دیگر در تربیت، كار از كار گذشته است .

 


 مسئله دروغگویی كودكان

 

( قسمت اول )
 

 

 

یكی از نكات مهم تربیتی جلوگیری از دروغگویی كودكان است. این مسئله در اغلب خانواده ها مطرح است و پدران و مادران البته نه در دوران خردسالی كودك بلكه از حدود سن تمیز از آن شدیداً رنج می برند.

پایه گذاری این لغزش و خوی ناپسند از همان دوران كودكی است. در روزهای اول كه بنا به علل اجتماعی و احیاناً غریزی طفل دروغ می گوید و راه حیله در پیش می گیرد ، والدین با موضع تشویق و خنده و شعف از او استقبال می كنند . غافل از این كه همین امرموجب رشد و پرورش این حالت نابهنجار می شود.

 

تعـــــــریف دروغ

دروغ بیان سخن و مطلبی است كه مطابق با واقع و حقیقت نیست. معمولاً آن كس كه دروغ می گوید آگاهانه به تحریف حقیقت می پردازد و امری را تأیید می كند كه وجود خارجی ندارد. البته چنین امری همه گاه در باره كودكان صادق نیست. زیرا بعدها خواهیم دید كه بسیاری از كودكان خردسال و آنها كه در مرز سن تمیز هستند گاهی بین تخیل و واقعیت فرقی نمی گذارند  و سخنی می گویند كه به نظر ما دروغ است. دروغگوئی كودكان ممیز معمولاً  با زمینه سازی ها و تدابیری اندیشیده است و در آن نقشه كشی و حساب مطرح است و طفل  آن را به خاطر وصول به هدف و مقصدی مورد استفاده قرار می دهد .

 

صــــــورتهای دروغ

دروغ گاه به صورت تحریف حقیقت است و زمانی به صورت وارونه نشان دادن آن . گاه به صورت گزافه گویی است و گاه به گونه ی  بیان یك مسئله و زمانی به صورت سكوت در آن باره .  مثلاً به هنگامی كه درباره  كودكی نزد فرد بزرگسالی  تعریفی می شود و سخنی ذكر می گردد كه او واجد آن نبوده و درعین حال بدان گوش فرا داده  و در برابرش سكوت می كند به حقیقت ، او به نوعی مرتكب دروغ شده است . 

 

هـــــدف از دروغ

معمولاً هدف از دروغ گمراه كردن طرف مقابل و یا مشتبه كردن امری بر دیگری است تا در سایه آن به هدف و مقصدی كه مورد نظر است برسد . آن كس كه دروغ می گوید معمولاً قصد دارد  بر اثر آن به اغفال و فریب دیگران بپردازد و آنها را گول بزند ، آن چنان كه واقعیت ها را در نیابند و دست او را تا رسیدن به مقصد باز گذارند . این هدف یا اهداف ممكن است متعدد و گوناگون باشد . از جمله نجات از مجازات ، كسب منافع مورد نظر ، جلب نظر و عنایت دیگران كه  به نحوی در زندگی و سعادت او نقشی دارند . آدمی از طریق  دروغ گویی موفق می شود فردی را كه به گونه ای می تواند برایش خیر و سعادت بیافریند خام كرده و او را به خود مؤمن بسازد و به پیش رود .

 

دروغ نشانـــــــه چیست ؟

دروغ چه در كودك و چه در بزرگسال حاكی از وجود ناامنی و اغتشاش در درون است و نشان می دهد كه فرد  در وضعی نامطمئن و نا ایمن قرار دارد ؛ شخصیت  و موقعیت او در خطر است و تنها از راه  دروغ می تواند خود را ایمنی و رهایی ببخشد .

او ممكن است درمواردی دچار  احساس ضعف  یا حقارت باشد و این درد ، جان او را مورد صدمه قرارداده و آزارش دهد . به همین دلیل برای رهایی از آن و رسیدن  به تعادل و اعتدال ، این راه را انتخاب كند .

 

آثار دروغگـــــــوئی در فــــــــــرد

پریدگی رنگ ، ضربان شدید قلب ، خشك شدن دهان به گونه ای كه زبان به زحمت در دهان حركت می كند ، گرفتار شدن به لكنت ، آن چنان كه قادر به ادای سخن نیست . بیهوده گویی بدین معنی كه حرف های بی سرو ته می زند و پریشان می گوید ، عدم قدرت بر كنترل اعضاء ، نگاه های حیرت انگیز ، ‌پیدایش آثار شرم در چهره ....

البته این علائم در افرادی كه جدیداً دروغ را شروع كرده اند نمایان تر است و به تدریج كه فرد به دروغ عادت می كند ، این آثار در او از میان می رود ، آن چنان كه در مواردی حتی قادر می شود مظلوم نمایی كند و در عین دروغگویی بگرید و خود را محق معرفی كند و چند سوگند  دروغ  هم بخورد .

 

دروغ از دید شـــــــرع و اخــــــــلاق

در همه مذاهب وادیان و در همه مكاتب اخلاقی دروغ امری ناپسند و مذموم ذكر شده است . این امر در شرع مقدس اسلام بدان حد زشت و منكر شمرده شده است كه در قرآن كریم لعنت و نفرین خدا بر دروغگویان اعلام و ثبت گردیده است .

روایات اسلامی می گویند مؤمن را نمی توان مؤمن  خواند مگر آنگاه كه دروغ را رها كند ، چه به صورت جدی و چه به صورت شوخی ،  و یا در سخنی از معصوم آمده است كه شرور و مفاسد  در مخزنی و جایی جمع شده اند و كلید آن مخزن دروغ است .

 

خطـــــــــر و زیــــــــان دروغ

جنبه زیان بخشی و خطر آفرینی دروغ بسیار است كه به نظر ما مهمترین جنبه دروغگویی تبدیل  شخصیت حقیقی و واقعی  انسان  به شخصیت ساختگی و تصنعی است .آنكس كه دروغ می گوید در حقیقت می كوشد خود را از عالم واقع بیرون بكشاند و به جهان ساختگی و تصنع نزدیك سازد كه در آن صورت  به تدریج از صورت شخص به شیئی منقلب می شود .

دروغ اعتماد را از  میان برمی دارد ، آدمی را در بین جمع بیگانه  می سازد ، اوضاع و حركت جامعه را دچار  شك و تزلزل می نماید، در مواردی باعث پیدایش  درگیری و سوء تفاهم ها می شود در بین مردم بدبینی پدید می آورد. اصول و ضوابط  ادب و اخلاق را خدشه دار می سازد و خلاصه  ارزش و لذت زندگی را از بین می برد .

 

ضــــــــــرورت درمان

وظیفه مربیان این است كه به اصلاح و درمان  این عیب از طریق دادن آگاهی های لازم ، ارائه و عرضه ی محبت واخلاص خود در سعادتمندی او ، روشنگری  و پند و اندرز ، عرضه اعتماد و اطمینان به او ، بیان این نكته كه از او حمایت خواهند كرد و‌ ذكر مفاسد آن به خاطر ایجاد نفرت در درونش  نسبت به دروغ ، او را از این حالت نجات دهند .

از نظر اجتماعی هم فراموش نخواهیم كرد كه كودك امروز پدر یا مادر فردای اجتماع است . اگر اصلاح نشود هم سبب وارد آمدن  ضربه ای به اجتماع خواهد شد و هم آبروی اولیای خود را خواهد برد .

 

یادگیــــــــــری دروغ

به عقیده اكثریت  علمای اخلاق و روانشناسان ، دروغ دارای جنبه اجتماعی و یادگیری است گو این كه برخی از صاحبنظران  برای آن ، ریشه غریزی كه جلوه آن در حیوانات به صورت فریبكاری و استتار  وجود دارد را نیز ذكر كرده اند ، ولی تجربه روزانه  خلاف آن را ثابت می كند .

به عقیده ما كودك از خانواده و اجتماع  و از كسانی كه در اطرافش هستند دروغ را می آموزد . اصل در آفرینش او فطرت صدق است و او دروغ را از دیگران  یاد می گیرد . تحرك ذهن و فرزانگی طبیعی كودك خیلی زود او را با دروغی كه می بیند یا می شنود مأنوس خواهد ساخت. تماس های اجتماعی  و دیدن صور و اشكال دروغ از این و آن خود سبب ورزیدگی و كسب مهارت او در آن زمینه می شود و این خود هشداری  است برای والدین در جهت كنترل گفتار و رفتار خود و بر حذر داشتن كودك از معاشرین دروغگو و اجتماع آلوده و فاسد .

 

عــــــــوامل و انگیــــــــــــــزه های دروغ

۱- تــــــــــرس از مجازات :

طفل و حتی فرد بزرگسال  دروغ می گوید  از آن بابت كه از مجازات می ترسد و اگر راست بگوید از مكافات امری  كه مرتكب شده ایمنی ندارد . بررسی های علمی نشان می دهند كه  بیش از 70% دروغهای كودكان به این علت و دلیل است ، شما اطمینان  دهید او را تنبیه  نخواهید كرد تا به شما راست بگوید .

 

۲- احســـــــــاس فشــــــار :

كودك اصرار دارد امری را كه مرتكب شده از نظر شما  مخفی باشد و شما در ضمنِ سؤالات بسیار، به بازجویی او می پردازید . پیداست كه او برای حفظ شخصیت خودهمچنان به دفاع و انكار خواهد پرداخت . 

 

۳- ضعف و عجـــــــــــز :

 در مواردی دیده می شود كه والدین و مربیان تكالیف شاقی را بر فرزند تحمیل كرده اند و او قدرت انجام آن تكالیف را ندارد. بدین نظر به دروغ می گوید كه وقت ندارد ،‌ از این كار سر در نمی آورد و آن را بلد نیست ، خود را به ناخوشی میزند كه بیمارم  و ... .

این ضعف و عجز در مواردی می تواند به صورت عكس قضیه یعنی لاف زدن و گزافه گوئی در آید تا از  این طریق ضعف  خود را در انظار دیگران جبران و ترمیم نماید .

 

۴- حســـــــــــادت و رقــــــــابت : 

منشاء ‌برخی از دروغهای كودكان حسادت و یا رقابت است . او می بیند كه برادر  یا خواهر كوچكش با شیرین زبانی های خود نظر پدر و مادر را جلب كرده و محبت آنها را  به صورت انحصاری در گرو خود در آورده است . او از طریق رقابت كه  در حقیقت منشائی جز حسادت ندارد  می خواهد جای پایی برای خود ایجاد كند و چون قدرت انجام عمل و رقابت را ندارد تن به دروغ می دهد . زمانی هم دیده می شود كه طفل  خردسال  را اذیت كرده و به گریه اش می اندازد و بعد منكر قضیه می شود .

 

۵- جلب نظــــــــــــرها :

گاهی شما به عنوان پدر یا مادر  در میان جمعی از دوستان خود نشسته و سرگرم بحث و گفتگو هستید  و كودكی را كه در میان جمع شماست فراموش كرده و یا او را به حساب نمی آورید . ناگهان می بینید كه كودك با بیان مسئله ای كه واقعیت ندارد لب به سخن می گشاید  و امری را با زرق و برق  و با جلوه ای خاص بیان می كند ، تا توجه تان رابه سوی خود معطوف دارد .

 

۶- كسب منافـــــــــــع :

شما به فرزندتان اعلام می كنید كه اگر در ثلث سوم و در امتحانات آخر سال  بتواند رتبه اول  شود و یا در فلان درس فلان نمره را بیاورد برایش فلان اسباب بازی را كه بسیار مورد علاقه اوست تهیه  خواهید كرد . حال  وضع او را در نظر آورید كه به  فلان رتبه  و نمره دست پیدا نكرده است . ولی به آن اسباب بازی علاقه مند است . طبیعی است كه با گفتن دروغ و به كار گرفتن راه خطا و نادرستی بخواهد خود را به آن منفعت برساند .

 

۷- خودنمائــــــــــــی و غـــــــــــــرور :

آدمی برای اینكه در میان جمع خود را دستكم نگیرد و نشان دهد كه او هم كسی است به دروغ از شخصیت خود، از اهمیت خانواده و وضع خود صحبت می كند.

  

۸- پــــــــــوشاندن لغـــــــــــزش :

كودك نیز چون دیگران دارای حب ذات است. خودش را دوست دارد و شخصیت او در نزدش عزیز است. او ممكن است درمواردی دچار لغزش و خطا شده باشد و میداند كه در این امر مورد طعنه و سرزنش دیگران قرار خواهد گرفت و شخصیت او به خطر خواهد افتاد.به همین دلیل برای پوشاندن گناه و رهایی از خطر سرزنش و تمسخر تن به دروغ می دهد و آماده می گردد كه بر خلاف واقعیت حرف بزند. البته اگر او می دانست كه لغزش و خطای او بخشیده می شود تن به دروغ نمی داد .

 

۹- آرزو ، امیــــــــــد  :

دروغ كودك در مواردی می تواند نشان دهنده امید و آرزوی او در وصول به هدفی و مقصدی باشد. او آرزو دارد كه از فلان جوی بپرد و عبور كند پس همان آرزو را به صورت تحقق یافته آن مطرح می سازد  .

 

۱۰- انتقـــــــــــام گیــــــــــــــری :

در مواردی دروغگویی نوعی انتقام گیری است و او می خواهد با زحمت انداختن پدر و مادر كه آزارش رسانده اند، ‌با سوزاندن دلِ آنها كه روزی دل او را سوزانده اند  انتقام بگیرد. آنها معمولاً با گفتن دروغی پدر و مادر خود را مضطرب می سازند، ‌و حتی در مواردی سعی دارند آبروی آنها را ببرند. از آن بابت كه روزی آنها آبروی او را نزد دوستش برده اند. این گونه رفتار در كودكانی كه ظرفیت روحی مناسبی ندارند واغلب احساس مظلومیت و ضعف وحقارت می كنند بیشتر دیده می شود. آنها اعمال این روش را برای خود نوعی دفاع و مقابله می پندارند.

 

۱۱- بــــازی كــــــــــودكانه :

كودك است و بازی،‌ تمایل به لذت بازی او را وامی دارد كه در مواردی با دروغ های خود  دیگران را هم بازی دهد .

 

۱۲- تخیــــــــل كــــــودكانه :

این از مسائل مهم  و از نكات اساسی روانشناسی كودك است كه طفل در موارد بسیاری بین واقعیت و  تخیل  فرق نمی گذارد. چه بسیارند مسائلی كه او در ذهن آن را تخیّل و تصویر می كند و بعد همان را به عنوان یك واقعیت مطرح می سازد. این امر در كودكانی كه كمتر از پنج سال دارند به فراوانی دیده می شود  و والدین ناآگاه به جای تفهیم  كودك او را به باد مسخره و سرزنش می گیرند و متهمش می سازند كه دروغ گفته است. دروغ او به واقع دروغ نیست. نوعی تصور و خیال است و گاهی هم نتیجه داستان روز قبل مادر و یا رؤیای شب قبل اوست. به خصوص كه او از بیان واقع در رؤیا و تفاوت گذاری بین این دو عاجز است .

 

۱۳- ناشیگـــــــــــــری در تــــــــــربیت :

بررسی ها نشان داده اند والدینی كه توانسته اند محیط  خانه را محیطی پر از صدق و صفا سازند و ضوابط  اخلاقی را در خانه رعایت كرده و هشیار باشند فرزندانشان صادق و راستگو بار خواهند آمد.

 

۱۴- الگــــــــــــوی غلط :

چشم و گوش كودك  دریچه هایی از او به سوی جهان خارج هستند.  آنها نگاه می كنند شما چه می گویید و چه می كنید. شما ممكن است دائماً فرزندان خود را نصیحت كنید كه راست بگویند ولی عمل شما خلاف آن باشد. فراموش نكنید طفل آنچه را كه از شما دیده و شنیده است می آموزد یا در اجتماع امروز یا فردای خود آن را پیاده می كند. همه ی رفتار و گفتار شما سرمشق اوست و به او سرایت خواهد كرد .

 

۱۵- تشــــــــــویق غلط :

گاهی كودكی را می بینیم كه به علت شیرین زبانی  دوران خردسالی  دروغی را كه مثلاً از كسی یاد گرفته با زبان كودكانه اش در حضور پدر و مادر می گوید  و آنها بدون توجه به عواقب آن شروع به تشویق و بوسیدن او می كنند. طفل بی خبر از همه مسائل ، از این پذیرش شاد شده و به ادامه راهش خواهد پرداخت و روز بعد برای این كه محبت بیشتری ببیند دروغ بزرگتری را خواهد گفت و این امر به تدریج در او به صورت عادت در می آید .

 

۱۶- آزمــــــــــــودن والـــــــــدین :

گاهی كودكان دروغی را می گویند تا در سایه آن بتوانند پدر و مادر را آزمایش كرده و  موضع آنها را در برابر این امر دریابند. می دانید فرزندان ما به علت ناآگاهی و بی تجربگی در دنیایی از معماها و چراها قرار می گیرند و نمی دانند  در برابر آنها چه موضعی اتخاذ كنند.سخنی را به دروغ می گویند و منتظر می مانند كه عكس العمل  آنها را ببینند. اگر عكس العمل منفی  بود می گویند  شوخی كردم و دروغ بود ، اگر مثبت بود به ادامه آن راه می پردازند. براین اساس این دروغ برای كشف است نه مسئله ای دیگر .

عوامل و انگیزه های دیگری هم در این زمینه وجود دارد كه برای رعایت اختصار از ذكر آن خودداری می كنیم.

امكـــــــــــان اصلاح دروغگـــــویــــــــــــی

این كه آیا  امكان  اصلاح و درمان كودك دروغگو وجود دارد یانه ؟ پاسخ ، مثبت است. كودك در مرحله آغاز زندگی است و امكان  ایجاد هر گونه تحول و تغییری  در او وجود دارد و او بیش از هر سن دیگری نقش پذیر است.


 

  چرا بچه ها دروغ می گویند؟

 

 

دروغگویی از نظر لغوی به معنای كتمان واقعیت است. فرد دروغگو از طریق دروغ گفتن ضعفهای خود را می پوشاند و شنونده را گمراه می سازد. خود را از تنبیه نجات می دهد و بدان وسیله توجه دیگران را به خود جلب می كند. یكی از عوامل دروغگویی، ترس در كودكان است. اگر كودك به سبب راستگویی تنبیه شود، در آینده برای نجات و رهایی از مجازات به دروغگویی متوسل می شود. والدین و مربیان باید از هر كودك انتظاراتی داشته باشند كه با واقعیات و امكانات او منطبق است در غیر این صورت دروغگویی كودك تقویت و تشدید خواهد شد. همه انسانها در محدوده ای برابر پا به عرصه وجود می گذارد. هیچكس از كودكی دروغگو به دنیا نیامده است. همه انسانها راه فكر كردن و توجیه اعمال خویش را از دیگران آموخته و تكامل یافته اند. درستی یا نادرستی از طریق كلمات و اعمال دیگران به ما القا می شود و ما این كلمات و اعمال را در ذهنیات خود تلفیق كرده، سرانجام شخصیت خود را شكل می دهیم.


به مثالهایی چند از توجیه افرادی كه در مواردی دچار اشتباه شده اند دقت كنید: من حق داشتم كه این خطاها را انجام دهم ، افراد دیگر زیاد به این مسأله اهمیت نمی دهند هركس دیگری هم كه بود همین كار را می كرد . راستی شما فكر می كنید كه این گونه توجیهات استادانه چگونه توسط بعضی از جوانان ونوجوانان بیان می شوند؟ آنها این مسائل را از جامعه خود آموخته اند، از كسانی كه با آنها سروكار دارند و با ارزیابی اعمال درست و نادرست كه توسط ذهنیات هر یك انجام شده است اعمال خود را با این گونه توجیهات همراه می سازند. به خاطر همین است كه می گوییم والدین نقش مهمی در تكوین شخصیت فرزندان خود بازی می كنند و این نقش در سالهای اولیه تربیت كودكان ارزشی به غایت والا دارد. برای اینكه فرزندان خود را راستگو تربیت كنیم ابتدا می بایست نسبت به اعمال خود نهایت دقت را داشته باشیم و نیز درارتباط خود با دیگران دقت كنیم، زیرا در یك جامعه معمولاً تربیتهای متفاوتی وجود دارد. تربیت كودك می بایست از همان دوره طفولیت او آغاز شود، صداقت و راستگویی از مواردی است كه باید قبل از سنین مدرسه به آن توجه شود. البته ما باید توجه داشته باشیم كه كودك اساساً قصد فریب والدین را ندارد، ولی توجیهات او راهی برای فرار از مجازات است.

 

دروغ گفتن یكی از رفتارهای متداول كودكان 4ـ5 ساله است كه از لحاظ اخلاقی اشكالی ندارد. كودكان در این سن و سال معمولاً به دو شكل دروغ می گویند كه نخستین آن خیال پردازی است، كودك با جعل داستان یا با طرح مبالغه آمیز بعضی از واقعیات، اغلب خواسته خود را با ما درمیان می گذارد و غیرمستقیم از امیالش صحبت می كند. در این صورت بهتر است كه پدر ومادر در تأیید خواسته كودك حرف بزنند. دروغ نوع دوم دروغ به اصطلاح مفید است، دروغی است كه بزرگترها هم می گویند و آن رابه حساب دروغ مصلحت آمیز می گذارند تا به جای نتیجه بد، نتیجه خوب بگیرند. در این مرحله از رشد كودك تنها كار درست را در خواسته خود می جوید و با استفاده از دروغ برای رسیدن به خواسته اش تردیدی به خود راه نمی دهد. در این موارد باید به كودك تفهیم كنیم كه از راستگویی و صداقت او خوشحال می شویم باید بداند كه دروغ و دروغگویی را دوست نداریم. باید توجه داشت كه این مسأله در سنین بالاتر رفتاری ناپسند است كه به كودك شخصیت ساختگی و تصنعی می بخشد.

 

هرگاه كودك شما در موقعیت نامطمئن و ناامن قرار گیرد و احساس خطر یا حقارت كند به گفتن دروغ متوسل می شود. كودك دروغگو به گفته هایش ایمان ندارد و به طور قاطع و صریح حرف نمی زند، به تدریج اعتماد خود را به دیگران از دست می دهد و نسبت به اطرافیان بدبین می شود. متأسفانه برخورد بسیاری از والدین در این موارد با تنفرهمراه است زیرا از خود سؤال می كنند كه چرا فرزندشان دست به چنین عملی زده است؟ در برخورد با چنین مواردی والدین نباید به چشم یك آدم دروغگو به كودك نگاه كنند و یا دائماً به آنها ظنین باشند زیرا چنین برخوردی عواقب ناگواری را به همراه خواهد داشت. برای درمان دروغگویی شناخت علل آن كاملاً ضروری است، دروغگویی به عنوان یك مشكل علل گوناگون و متعددی دارد كه درا ینجا به برخی از آنها اشاره می شود:

 

بــــررســــــی علل دروغگویـــــــی

همانطور كه قبلاً هم اشاره شد یكی از علتهای دروغگویی آموزش نادرست خانواده است. در خانواده ای كه پدر و مادر و دیگر اعضای آن همواره به یكدیگر دروغ می گویند نمی توان انتظار داشت كه كودكی راستگو تربیت شود.

۱ـ دروغگویی كودك ممكن است برای جلب توجه اطرافیان باشد. چنانچه كودكی در خانواده یا مدرسه مورد بی توجهی اطرافیان قرار گیرد، برای نشان دادن خود و جلب توجه آنان ممكن است به گفتن دروغ در زمینه های گوناگون متوسل شود.

۲ـ كودكانی كه نسبت به دوستان و اطرافیان خود احساس كمبود می كنند، ممكن است برای جبران كمبودها در زمینه های گوناگون نظیر شغل والدین، محل سكونت، وضع تغذیه، دوستان و تفریحات و سفرها به دروغ متوسل شوند و درون آشفته ونگران خود را به آن وسیله به طور موقت تسكین دهند.

۳ـ ترس نیز از دیگر عواملی است كه موجب دروغگویی می شود. اگركودك به سبب راستگویی تنبیه شود، در آینده برای نجات و رهایی از مجازات به دروغگویی متوسل می شود. باید اذعان كرد كه سختگیریهای افراطی و برخوردهای خشن والدین ومربیان با كودك از علل مهم دروغگویی كودك محسوب می شود.

۴ـ گاهی نحوه بیان و برخورد والدین و مربیان با كودك او را به دروغ گفتن وامی دارد و به او دروغگویی را می آموزد. به عنوان مثال والدین به كودكی كه مرتكب عمل خلافی شده است اصرار می ورزند كه او این كار را انجام نداده است بلكه دیگری مثلاً همسایه یا دوست یا برخی موجودات خیالی سبب آن بوده اند. در این حالت والدین علاوه بر آنكه كودك را دروغگو بار می آورند او را به گریز از قبول مسئولیت رفتارش نیز وامی دارند.

۵ـ انتظار و توقع بیش از حد از كودكان و مقایسه آنان با دوستان وهمكلاسیها در زمینه های گوناگون از دیگر عوامل دروغگویی كودكان می شود دراین صورت كودك از طریق دروغ می تواند هم بر احساس حقارت خود به طور موقت غلبه یابد و هم والدین را راضی و خشنود سازد و نظر آنان را به سوی خود جلب كند.

 

درمـــــــــان دروغگویــــــی

برای پیشگیری و درمان دروغگویی، والدین و مربیان باید واقعیات را بپذیرند و برای شنیدن موارد شیرین و تلخ از طرف كودكان آماده شوند و با رفتار خود به كودك بیاموزند كه گفتن واقعیات به هر صورتی كه باشد مقبول است و موجبات تنبیه و آزار كودك را فراهم نخواهد كرد. اگر كودك پی ببرد كه والدین و مربیان او را برای دروغگویی تشویق و برای راستگویی تنبیه نمی كنند به تظاهر در رفتار و جعل واقعیت نخواهد پرداخت، همچنین والدین و مربیان باید از طرح پرسشهایی كه كودك به آنها به احتمال قوی پاسخ نادرست خواهد داد خودداری كنند. در صورت مشاهده دروغ، والدین و مربیان نباید شتابزده عمل كنند و به تنبیه كودك مبادرت ورزند. برای بازداشتن كودك از دروغگویی و اصلاح رفتار آنان باید روش برخورد باتوجه به موقعیت انتخاب شود كه برخی از روشها به اختصار عبارت است از:

 

۱- نشــــــان دادن ارزش راســـــت گفتــــن :

در وهله اول كودك باید دریابد كه دروغگویی كار نادرست و ناپسند و راستگویی عملی باارزش و پسندیده است. كودك باید ارزش راست گفتن را درعمل تجربه كند. والدین و مربیان نباید در برابر دروغهای كودكان برآشفته شوند و او را كتك بزنند. بیان نتایج زشت و تلخ دروغگویی به صورت داستان برای آنها می تواند در آموزش عواقب تلخ دروغگویی مفید واقع شود. همچنین اگر والدین و مربیان، كودك را در خلوت ( نه در جمع ) در جوی محبت آمیز و پرعطوفت با مضرات و نتایج دروغگویی آشنا سازند و به پند دادن او بپردازند، در جلوگیری و نیز درمان دروغگویی می تواند مؤثر باشد.

 

۲- اجــــازه بیان احساســـات :

كودك باید احساسات خود را آزادانه ابراز كند و در صورتی كه بیان احساسات، باعث آزار و اذیت اطرافیان شود باید به كودك آموخت كه به تدریج این احساسات را جایگزین احساسات خوشایند سازند و نباید برای احساساتش تنبیه شود. برای نمونه اگر كودكی از برادر كوچكش خوشش نمی آید، باید به او اجازه داده شود كه احساساتش را بیان كند، پس از شنیدن نظر كودك، والدین باید ضمن تحلیل رفتار خود با كودك و یافتن علل پیدایش چنان احساسی به راهنمایی كودك و تغییر رفتار و احساسات او مبادرت ورزند. در مواردی كه كودك مرتكب كار خطایی شده ولی راست می گوید، باید به ملایمت و به طور صحیح به او تذكر داده شود كه رفتارش درست و پسندیده نیست و باید آن را تغییر دهد. هشدار به كودك، همدردی با او در مواردی كه لازم است، نادیده گرفتن حرفهای كودك و بی توجهی به آنها از روشهایی است كه در مواقع مشخص می تواند برای پیشگیری و درمان دروغگویی كودكان استفاده شود.

 

۳- تعـــــــدیل انتظارات از كــــــودكان :

والدین و مربیان باید از هر كودك انتظاراتی داشته باشند كه با واقعیات و امكانات او منطبق است در غیر این صورت، دروغگویی كودك تقویت و تشدید خواهد شد. چون كودك توان عملی ساختن خواسته های اطرافیان را ندارد به گفتن دروغ متوسل می شود بنابراین از كودك باید انتظارات در حد توانش داشته باشیم.

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه
Related Posts
از 5دبستانی حمایت کنید


دریافت كد گوگل پلاس

دریافت کد گوگل پلاس