پیش دبستانی تا ششم ابتدایی،انواع نقاشی و کاربرگ و کاردستی و نمونه سوال امتحانی

پیش دبستانی تا ششم ابتدایی، انواع نقاشی و کاربرگ و کاردستی و نمونه سوال امتحانی تحلیل آمار سایت و وبلاگ

5دبستانی،با کودکان برای کودکان،پیش دبستانی تا ششم ابتدایی

نمونه سوال و آزمون های اول تا ششم ابتدایی، کارتون، نقاشی و رنگ آمیزی، کاردستی، فلش کارت و کاربرگ، قصه و مقاله، پیش دبستانی و مهد

                                                                               

نقش مراکز پیش دبستانی در رشد همه جانبه کودکان

یکی از نتایج عمومی شدن امر آموزش در این قرن افزایش رقابت تحصیلی است و دستیابی به بسیاری از شغل ها ؛ بستگی به مدرکی دارد که از مراکز تحصیلی دریافت می شود . ثابت شده است کودکانی که چند سال به مراکز پیش از دبستان رفته اند ؛ آسان تر از آنهایی که از این امتیاز محروم بوده اند وارد دبستان و مراحل بعدی تحصیل می شوند .
امروزه اهمیت و ضرورت آموزش و پرورش در دوره پیش از دبستان بیش از گذشته مورد نظر است . افزایش متقاضیان آموزشهای این دوره ؛ نیاز والدین شاغل و نیاز جامعه ؛ ضرورت تهیه برنامه های کیفی و غنی را در این دوره نشان می دهد . تحقیقات انجام شده در سالهای اخیر نشان دهنده تاثیر برنامه های غنی و برنامه ریزی آموزشی و درسی مطلوب ؛ بر گروههای سنی مختلف کودکان است . مهم تر اینکه نتایج تحقیقات مؤید سرمایه گذاری بیشتر برای آموزش بهتر و برنامه های کیفی در این دوره ؛ به علت کسب موفقیتهای بیشتر کودکان در سالهای تحصیلی بعد از گذرانیدن دوره پیش از دبستان است . آموزش و پرورش پیش از دبستان از طریق غنی سازی محیطی ؛ کودکان را قادر میسازد که به کسب تجارب ادراکی و ذهنی جدیدی که احتمالا" در محیط معمول خانواده برای آنان امکان پذیر نیست بپردازند .
در مطالعات متعددی که در فرهنگهای
مختلف انجام گرفته ؛ نشان داده است که کمبود محرکهای محیطی و عدم امکان تجارب حسی ؛ حرکتی و ذهنی ؛ اثرهای نامطلوب بر روند رشد روانی و اجتماعی کودکان می گذارد . علاوه بر آن نشان داده شده است که غنی سازی محیطی از طریق افزایش محرکهای اجتماعی ؛ ادراکی و عاطفی موجب کاهش عقب ماندگی های رشدی حاصل از فقر محیطی می شود .
گر چه بخش اعظم این تحقیقات متوجه کودکانی است که در محیطهای خاصی از قبیل پرورشگاهها رشد یافته اند ؛ ولی این یافته ها را می توان به سایر کودکانی که در محیطهای محروم بزرگ شده اند نیز تعمیم داد .
برخی از محققان مطرح کرده اند که کودکان خانواده های فقیر جهان سوم نه تنها از اسباب بازی ؛ کتاب و سایر محرکهای فرهنگی – روانی محروم هستند بلکه به طور نسبی امکان انجام بسیاری از فعالیتهای لازم برای رشد حسی – حرکتی نظیر بازیهای مؤثر در رشد روانی را ندارند .
مادران این کودکان که اغلب بی سوادند از اهمیت بازی در رشد کودکان چندان آگاه نیستند . اثرهای این گونه محیطهای فقیر در سازگاری بعدی کودکان در مدرسه و احتمال شکست تحصیلی آنان نیز مورد مطالعه قرار گرفته است .
بر همین پایه تعلیم و تربیت دوره پیش از دبستان و آموزش رسمی آن در این زمان ؛ اهمیتی خاص یافته است . در اکثر کشورها به توسعه آن توجه زیادی مبذول شده و به تربیت مربیان آگاه و ورزیده پرداخته اند .
باید دانست که کودک به طور دائم در حال تاثیر پذیری از محیط و تاثیر گذاری بر آن و آموختن است . بنابر این هر چه محیط غنی تر و روابط بین افراد آن صمیمی تر باشد برداشت کودک از محیط بیشتر است . رعایت این اصول برای دست اندر کاران تعلیم و تربیت ؛‌ یعنی معلمان و مربیان می توانند نتابج مهمی در بر داشته باشد . لذا برای آموزش و پرورش واقعی ؛ به وجود آوردن یک محیط فعال و دارای تجربه غنی و متعال و قرار دادن زندگی کودکان در آن از اهمیت خاصی برخوردار است و باید سر لوحه تمام کارها قرار گیرد .
ارتباط محیط آموزشی با محیط طبیعی زندگی خانواده ها و مردم ؛ از جدا شدن آموزش و پرورش از زندگی روزمره جلوگیری می کند . کودکان می توانند به عنوان عوامل فعال در اجتماع و محیط اجتماعی خود نقش مؤثر داشته باشند و در واقع دیواری بین سنین مختلف ؛ بین مدرسه و اجتماع موجود و حتی بین
تحصیل و کار وجود ندارد . لذا هدف و برنامه های هر مدرسه باید منطبق با نیازهای کودک و محیط باشد و مواد آموزشی و فعالیتهای خود را از محیط بلافصل خود بگیرد و گسترش بدهد .
تحقیقات روانشناسی کودک نشان داده است که اگر بخواهیم افرادی سالم به بار بیاوریم باید احتیاجات و نیازهای عمده کودک را تامین کنیم . پرسشهای بسیاری درباره آموزش و یادگیری کودکان در خلال برنامه های دوره پیش از دبستان مطرح است از جمله : کودکان در دوره پیش از دبستان چه چیزهایی یاد می گیرند ؟ چگونه با کودکان دوره پیش از دبستان باید ارتباط برقرار کرد ؟ روش کار با کودکان در این دوره چیست ؟ کودکان در این دوره علاوه بر بازی چه نیازهای دیگری دارند که باید به آنها توجه کرد ؟
به طور طبیعی ؛ این گونه پرسشها که نشانه ابهام و نیز کنجکاوی در زمینه برنامه و آموزشهای این دوره است ؛ برنامه ریزان را نیز در برنامه ریزی های کوتاه مدت و بلند مدت با دشواریهایی مواجه کرده است .از آنجا که عدم شناخت آموزش و پرورش این دوره بیش از دوره های دیگر است ؛ ابهام در مورد برنامه و محتوای آموزشی آن نیز بیشتر می باشد . به همین دلیل سعی می شود چندین نکته درباره برنامه آموزش و پرورش در دوره پیش از دبستان برای روشن شدن موارد مبهم و پاسخگویی به پرسشهای فوق مطرح شود .
برنامه آموزش و پرورش در دوران پیش از دبستان :
اهداف کلی :
هدف آموزش و پرورش در دوره پیش از دبستان پرورش و رشد همه جانبه کودک است ؛ بنابر این برنامه های دوره پیش از دبستان باید شامل فعالیتها و تجربه هایی باشد که به رشد کودک در موارد زیر بیانجامد :
رشد جسمی و حرکتی . رشد عاطفی و اجتماعی . رشد زبان و گفتار . رشد شناختی . رشد خلاقیت . رشد زمینه های دینی و اخلاقی .
اهداف مربوط به رشد عاطفی اجتماعی :
سالهای بین سه تا شش سالگی مرحله شکل گیری
شخصیت است که با حساسیت زیاد کودک نسبت به پیرامون خود مشحص می شود . این سالها ؛ دقیقا" زمان آموزش قبل از دبستان است که نفوذ آن می تواند دائمی باشد و با نفوذ و تاثیر خانواده مطابقت ؛ یا مقابله کند خاطر نشان شده است که عملکرد اساسی آموزش پیش از دبستان آشنا کردن کودکان با زندگی اجتماعی است . کودکان در این دوره می آموزند که چگونه به صورت جمعی با کودکانی که تقریبا" هم سن آنها هستند و با بزرگسالانی که والدین آنها نیستند و وظایف مشخصی را انجام میدهند ؛ زندگی کنند . کودکان خود را با گروه ؛ با فعالیتها و نظم و ترتیب آموزشگاه تطبیق می دهند .آنها یاد می گیرند که از بزرگترها اطاعت کنند . آنها می آموزند که اسباب بازیهای متعلق به دیگران را نباید بشکنند و یا به خانه ببرند ؛ و نیز نبایذ با یکدیگر دعوا کنند . این ممنوعیتها یک سلسله دستورهای صرفا" مجرد نیستند . بلکه اعمال خود کودکان است که مورد تایید و یا انتقاد قرار می گیرد . کودک به تدریج می آموزد که در اعمال خود و همچنین در اعمال سایر کودکان ؛ آنچه را که مثبت تلقی می شود از آنچه منفی در نظر گرفته می شود ؛ تمیز دهد .
کودکان در این دوره در مرحله ای قرار دارند که به نظر اریکسون ERIKSON
از ابداع و ابتکار لذت می برند . کودکان در این سنین انرژی بسیار زیادی دارند که به آنها اجازه می دهد شکست را به زودی فراموش کنند ؛ یا از آن عبرت بگیرند ؛ جهت گیری صحیح تری نسبت به آنچه خواهان انجام دادن آنند داشته باشند علاوه بر اینها ؛ کودکان در این سنین علاقه مند به طرح ریزی و مسئولیت پذیری و انجام دادن فعالیتهای اجتماعی نیز هستند .
کودک در هیچ دوره ای این چنین آماده یاد گیری سریع و پذیرفتن فعالانه مسئولیت نیست . مسئولیت باید از طریق تجربه آموخته شود . کودک زندگی را با چند منبع برای بقای خویش آغاز می کند و مسئولیتی در قبال سلامت یا سعادت خویش با دیگران ندارد ؛ مادر بزرگسالی ؛ باید بتواند مسئولیت هر آنچه را که در زندگی اش رخ می دهد بر عهده گیرد . کودک از نخستین روز زندگی تا بزرگسالی باید قابلیت مسئولیت پذیری خویش را افزایش دهد . او از طریق کنشهای متقابل
INTERACTIONS با والدین ؛ معلمان و همسالانش به اهمیت مسؤول بودن پی می برد . بر طبق نظر دکتر هریس کلمز رینولد بین H.CLEMES.R.BEAN حس مسئولیت هنگامی در کودک به وجود می آید که : به او مسئولیت داده شود . – در مورد اثر بخشی پاسخهای خویش ؛ پسخوراند FEED BACK دریافت کند – در مورد راههای گوناگون که در سایر موقعیتهای گوناگون مناسب هستند ؛ اطلاعاتی داشته باشد .
کودک علاقه مند است و می تواند با همکاری کودکان دیگر و توجه بزرگسالان به ساختن چیزهایی بپردازد و یا برای ساختن و طرح ریزی به کودکان بپیوندد . همچنین مایل است از
بزرگسالان نیز به عنوان سر مشقی مطلوب استفاده کند . از لحاظ عاطفی ؛ کودکان این گروه سنی ؛ عواطف خود را به طور آشکار ابراز می کنند . بروز ناگهانی خشم و ترس در این کودکان بسیار عادی است . بعضی از روانشناسان اعتقاد دارند که باید به کودکان اجازه دهیم احساسات خود را آزادانه ابراز کنند و با ابراز عواطف خود بتوانند آنها را تشخیص دهند کودک در طول چند سال اول زندگی و تا حدود سن ورود به مدرسه ؛ روش غلبه بر خشم خود را به مرور می آموزد و آن را در کنترل خود در می آورد . کودک تا قبل از سن مدرسه ؛ معمولا" ناراحتی و خشم خود را به صورت گریه ظاهر می کند ؛ ولی بعد از ورود به مدرسه او به تدریج یاد می گیرد که ناراحتی خود را به گونه های دیگر بیان کند .
به همین دلیل در مراکز پیش از دبستان یکی از اولین مواردی که مربی باید با آن روبرو شود ؛ تفاوتها در سابقه اجتماعی شاگردان است . یک معلم و یا مربی پیش از دبستان باید با محیط خانوادگی هر کودک تحت نظر خود آشنا شود و تماسهای منظم و نزدیکی با والدین هر کودک برقرار سازد . در مراکز پیش از دبستان علاوه بر
مربی ؛ گروه همسالان نقش بسیار عمده ای در رشد کودک دارند . کودک از مربی و همسالان به عنوان الگو استفاده کرده ؛ ا آنها تقلید می کند . مربی بعد از پدر و مادر یکی از مؤثرترین الگوها برای همانند سازی کودک است . کودک به زودی در می یابد که در این مراکز باید روش دیگری را در پیش گیرد . روشی که با خانواده متفاوت است . در مراکز پیش دبستانی دنیای جدید و متفاوتی به روی کودک گشوده می شود دنیایی که در آن عوامل جدیدی برای اجتماعی شدن وجود دارد . کودکان در مراکز پیش دبستانی آموزشهایی را در ارتباط با خود ؛ با کودکان دیگر ؛‌بزرگترها و محیط یاد می گیرد اجتماعی شدن کودکان در آموزشگاه در طول روز و در جریان فعالیتهای گوناگون اتفاق می افتد . بنابراین ؛ اجتماعی شدن قبل از آنکه به صورت رشته خاصی از آموزش باشد ؛‌یک شیوه زندگی است که کودک به آن عادت می کند .
اهداف مربوط به رشد جسمی – حرکتی :
رشد جسمی و حرکتی کودک تحت تاثیر عوامل ارثی ؛ وضعیت تغذیه ؛ شرایط عمومی بدن و نیز فرصت برای حرکت و تمرینهای ورزشی قرار می گیرد .رشد حرکتی به صورت یک الگوی قابل پیش بینی جریان دارد و در حالی که توالی رشد هر کودک در طی عبور از مراحل رشد حرکتی تقریبا" ثابت است ؛ میزان و نحوه رشد او در هر یک از مراحل از کودکی به کودک دیگر متفاوت است و هر کودک از جدول زمانی خود پیروی می کند .
تربیت ویژه یا محرکات خاص به بهبود کیفیت مهارتهای کسب شده کمک می کند و این تنها در صورتی است که کودک به مرحله لازم و آمادگی جسمی رسیده باشد سالهای اولیه کودکی ؛ مرحله مطلوبی برای یادگیری مهارتهای حرکتی است ؛ زیرا کودک در این سنین بسیار فعال و پر جنب و جوش است و از فعالیت لذت می برد . بدن کودک بسیار انعطاف پذیر و برای بازی و فعالیت آماده است در این دوره نیز فراهم کردن فرصتهای مناسب برای جنب و جوش فعالیت و بازی از اهمیت خاصی برخوردار است ؛ زیرا استخوانها و ماهیچه های کودکان هنوز در این مرحله در حال شکل گیری و رشد هستند کودکان همچنین از فعالیتهای زیاده از حد یا از نشستن در یک محل بدون حرکت و برای مدتی زیاد ؛ خیلی زود خسته می شوند . بنابر این با ایجاد فرصتهای مناسبی باید سعی کرد فعالیتهای حرکتی را بر طبق مرحله رشد ؛ علایق و نیازهای کودک انتخاب نمود . فعالیتهای گوناگون برای کودکان انتخاب کنیم تا علاقه کودک را بر انگیزد و استفاده از ماهیچه های مختلف و رشد هماهنگی بین آنها را میسر سازند مراکز پیش دبستانی یا فعالیتهای ویژه در جهت رشد جسمی و حرکتی ؛ برنامه ریزی هایی را در این زمینه انجام می دهند ؛ از جمله توجه و کنترل قد و وزن کودکان ترتیب دادن فعالیتهایی در جهت رشد هماهنگی ماهیچه ای درشت یعنی رشد کنترل حرکت ماهیچه های بزرگ بدن مانند رانها ؛ پاها ؛ تنه ؛ ساقها ؛ بازوها و غیره و نیز رشد هماهنگی ماهیچه ای ظریف ؛ به ویژه انگشتان و هماهنگی ماهیچه های مچ دست و چشم و دست . این هماهنگی کودکان را برای فعالیتهای بعدی مانند نوشتن ؛ انجام کارهای هنری و فعالیتهای دیگری که مستلزم مهارت های هنری و حرفه ای پیچیده است ؛ آماده می کند از آنجا که بازی اغلب با فعالیت بدنی همراه است ؛ ارتباط نزدیکی با رشد و تربیت اندامهای بچه ها ؛ مهارتهای جنبشی مناسب و آمادگی بدنی آنها دارد . بچه ها بدنشان را با شدت و لذت به کارهای جسمی وا می دارند و همزمان با آن به مهارتهایی می رسند که آنها را قادر می کند که از نظر بدنی احساس اطمینان ؛ ایمنی و اتکای به نفس کنند
اهداف مربوط به رشد زبان :
رشد گویایی ؛ در دوره دوم کودکی بسار سریع است . یک کودک در سه سالگی حدود 800 کلمه ؛ در
چهار سالگی 1500 کلمه ؛ در پنج سالگی حدود 2000 کلمه و در شش سالگی 2500 کلمه را می داند و می فهمد . اگر کودک به مراکز پیش از دبستان برود خزانه لغات او از این هم غنی تر می شود به طور کلی کودکانی که امکان صحبت کردن با کودکان بزرگتر از خود را داشته باشند یا از امکان بیشتری برای گفتگو با بزرگسالان برخوردار باشند دامنه لغات وسیع تری پیدا می کنند همچنین باید بدانیم که بین رشد زبان ذهنی ؛ جسمی و اجتماعی کودک ارتباط نزدیکی وجود دارد .
در نظریه پیاژه
PIAGET خود مداری EGOCENTERISM کودک و در نتیجه آن با خود سخن گفتن خردسالان یا حرف زدن گروهی بدون شنیدن حرفهای دیگران از ویژگی های بارز این مرحله ارزشمند است . یعنی کودکان سه تا شش ساله به رغم حضور در گروه ؛ بدون توجه به حضور دیگران حرف می زنند و در واقع به حرفهای دیگران گوش نمی دهند . به هر حال با توجه به اینکه کودکان از الگوی رشد گویای مشخص پیروی می کنند ؛ تفاوتهای فردی بسیاری در بین آنها وجود دارد . کودکان از نظر سطوح و کیفیت اکتساب زبان با یکدیگر تفاوت دارند .بعضی حرف زدن را زودتر از دیگران شروع می کنند و عده ای دیرتر ؛ بعضی پر حرف هستند و عده ای ساکت ؛ اگر چه این تفاوتها تا حدودی ریشه وراثتی دارد ؛ ولی تا حدود زیادی به نوع محیط و عوامل محیطی کودک بستگی پیدا می کند . به طور مسلم کودکانی که به آنها اجازه صحبت کردن داده می شود و می توانند به راحتی عقاید خود را بیان کنند ؛ در یادگیری زبان پیشرفت بیشتری خواهند داشت . وفتی که کودکان به مراکز پیش از دبستان وترد می شوند ؛ استفاده از زبان و سخنگویی را در خانواده خود آموخته اند .در این مراکز با دادن تجربه های محیطی صحیح ؛ واژگان گفتاری و گنجینه لغات آنها به طور مستمر و به سرعت افزایش می یابد .


اهداف مربوط به رشد شناختی :
هنگامی فرد دریابد که مغز آدمی بیش از 10000000000 نرون را شامل می شود و نرون به تنهایی قابلیت کارکرد کامل دارد ؛ هر یک از این سلولها بالقوه می تواند هزاران ارتباط متقابل را به وجود آورد ؛ همه آنها در رشد و تکامل کارکرد مغز و در نتیجه در کارکرد هوش سهیم هستند ؛ و اینکه چنین ارتباطهای متقابلی از راه به کار بستن ؛ به وقوع می پیوندند در این صورت تاثیر این اصل تعلیم و تربیت که فراهم کردن امکانات یادگیری فعال ؛‌پایه های اساسی رشد و تکامل کودک حردسال است ؛ برپایه های استواری متکی خواهد بود .به طور معمول کودکان از یک جریان سه مرحله ای می گذرند تا به نگهداری ذهنی برسند ابتدا
مفاهیم را به سادگی درک می کنند ؛ به نحوی که می توانند به تمام موقعیت هایی که نوع خاصی از نگهداری ذهنی را ایجاب می کند ؛ پاسخ دهند رشد کنشهای ادراکی با حواس آغاز می شود . یعنی زمانی که کودک به محرکهای خارجی از قبیل نور ؛ صدا ؛ طعم و بو عکس العمل نشان می دهد مطالعه ادراک معنی پیدا می کند . تحریکات حسی مناسب و کافی برای رشد همه جانبه کودک اهمیت اساسی دارد .
از دید پیاژه فعالیتهای فکری از نخستین مرحله رشد کودک آغاز می شود که به وسیله اعمال حسی و حرکتی مشخص می شود . یعنی عمل ارگانیسم منشا ء تاثیر متقابل کودک و محیط است و علت اولیه اعمال به شمار می رود . کودک از طریق فعالیتهای حسی و حرکتی محیط را شناسایی می کند . سالهای اولیه زندگی کودک حساسترین دوره رشد ذهنی است . پاسخگویی به نیازهای طبیعی کودک و فراهم کردن محیطی که بتواند در آن تجربه های مناسب و کافی کسب کند ؛ به مقدار زیادی بر رشد کودک اثر می گذارد .
کنجکاوی طبیعی کودک و علاقه زیاد او به فهمیدن ؛ باعث می شود که کودک هر چه بیشتر در محیط خود به جست و جو بپردازد . پیاژه بر اساس نظریه شناختی خود به مربیان توصیه می کند که در برنامه ریزیهای آموزشی خود رشد عقلی کودکان را مد نظر قرار دهند . مراکز پیش دبستانی با آموزش مهارتها و مفاهیم اساسی سعی در رشد شناختی کودکان دارند .
اهداف مربوط به رشد خلاقیت :
همه کودکان استعداد خلاقیت را دارند ؛ اگر چه ممکن است از نظر میزان دارا بودن قدرت خلاقه متفاوت باشند خلاقیت در خلاء شکل نمی گیرد و هر چه دانش و تجربه کودکان بیشتر باشد ؛ پایه و مبنای کوششهای خلاق آنها کیفی تر است یک محیط بر انگیزنده و ترغیب کننده می تواند در بهبود خلاقیت کودکان سهم مؤثرتری داشته باشد . برعکس فضای مستبدانه و خشک در خانه یا مدرسه که باعث سخت گیری و نظم افراطی می شود ؛ رشد خلاقیت را در کودکان کاهش می دهد تحقیقاتی که در کشورهای مختلف درباره خلاقیت و هنر آموزی صورت گرفته است نشان می دهد که آزاد گذاشتن کودک برای آفرینش هنری با استفاده از وسایل گوناگون تاثیر بهتری بر رشد روانی و ذهنی و شخصیت کودک دارد . در نتیجه گرایش به سمت نقاشی ؛ مجسمه سازی ؛ بازی و نمایش آزاد در برنامه ریزی فعالیتهای آموزشی پیش از دبستان در همه جا اولویت پیدا کرده است . دانش و اطلاعات هنری از طریق انجام بحث های کوتاه و تجربیات چند حسی معرفی می شوند . این معرفی برای کودکان فرصتهایی فراهم آورد تا به نتایج کارهای هنری خود انسجام ببخشد.
استاک راکی
STOCK ROCKI در سال 1984 اظهار داشت : فعالیتی که سبب بر انگیختن
کنجکاوی طبیعی کودکان به کارهای هنری بشود این ا مکان بالقوه را دارد که اولین قدم به سوی رشد آن ها در شناخت زیبایی باشد تا به کیفیت های زیبا شناختی پی ببرند . همزمان با این نوع فعالیتهای هنری بچه ها فرصتهایی به دست می آورند که خودشان را درگیر خلاقیت های هنری خویش کنند و به سطح پیشرفته تری نزدیک بشوند ؛در مراکز پیش از دبستان با بحث و گفتگو در زمینه کارهای شخصی کودکان ؛ مربی فرصت می یابد اصطلاحات و لغات هنری را به بچه ها بیاموزد و به آنها اجازه بدهد خودشان را بیشتر و بهتر بیان کنند .
اهداف مربوط به نیازهای دینی و اخلاقی :
اخلاق از نظر پیاژه مانند هوش در قالب مراحلی نظام دارد و پی در پی رشد می کند که وابسته به رشد شناختی کودک است . هر مرحله جدید در رشد شناختی ؛ سطح بالاتری از آگاهی اخلاقی را به دنبال خواهد داشت .
لورنس کلبرگ
KOHLBERG نیز مانند پیاژه معتقد است که تواناییهای ذهنی و شناختی افراد ؛ مراحل رشد اخلاقی آنها را تعیین می کند و رشد اخلاقی افراد ؛ حاصل تاثیر رشد شناختی آنها و محیط اجتماعی است . او نیز معتقد است برای تشخیص و ارزیابی عکس العمل های کودک موقعیتهای اخلاقی و در برنامه ریزی پرورشی شخصیت کودک ؛ باید از سطح رشد اخلاقی آنها مطلع باشیم . بر اساس نظریات پیاژه و کلبرگ در تربیت اخلاقی کودکان ؛ استفاده از تنبیه و سرزنش جایز نیست . چون ممکن است کودک برای فرار از تنبیه با جلب رضایت بزرگترها ؛ کار نیکی را انجام دهد یا از کار بد دوری جوید ؛ ولی لزوما" یک ارزش اخلاقی در او درونی نشده باشد . بنابر این به جای امر و نهی دائمی و احیانا"تنبیه کودکان برای رعایت موازین اخلاقی و یا قانونی باید توضیحاتی در خور فهم و مطابق رشد ذهنی کودکان به آنها داده شود . لازم به یاد آوری است که این توضیحات زمانی مؤثر واقع می شود که بزرگترها نیز خود را به انجام دادن آنچه توصیه می کنند ملزم بدانند . تحقیقات کلبرگ در زمینه رشد اخلاقی مؤید این نکته است که رشد اخلاقی هم از رشد ذهنی پیروی می کند و هم تحت تاثیر محیط و آموزش قرار میگیرد در مراکز پیش از دبستان برای رشد زمینه های دینی و اخلاقی باید به دو نکته توجه کرد :
الف : سن کودک ب: رشد همه جانبه کودک ؛ به خصوص رشد عقلی او .
چشم اندازی به آینده :
توجه به مساله تربیت مربی ما را به مسایل آموزشی پیش از دبستان در ایران باز می گرداند : یکی از مسایل این آموزش در ایران محدود شدن دید و نگرش ما به انواع مؤسسه هایی است که این آموزش را در اختیار کودکان می گذارند . ما فقط شیرخوار گاه ؛ مهد کودک ؛ کودکستان و نهایتا" کلاسهای آمادگی را می شناسیم و انواع دیگر آموزش برای این گروه را کنار گذاشته ایم . ما باید با توجه به سوابق و تجربیاتی که کشور های اروپایی و آمریکایی در این زمینه ها داشته اند این واحد های آموزشی را به وجود بیاوریم .
به هر حال ؛ در دنیای کنونی که حسابرسی و
مسئولیت پذیری هم در بخش دولتی و هم در بخش خصوصی مورد تاکید قرار گرفته است دست اندر کاران آموزش و پرورش پیش از دبستان بر آنند که در تهیه برنامه ها و محتوابی درسها و چگونگی اکتساب کودک از فر آیند آموزش در کلاس و دوره های آموزشی مورد توجه قرار گیرد . در این صورت نیاز به رعایت معیارهای مورد قبول در برنامه ریزی های بیش از پیش احساس می شود ؛ به گونه ای که پویایی و خلاقیت را برای کودک و مربیان به ارمغان آورد . با مشاهده کمبود این مهم و نقایص کار برنامه ریزی و برنامه های کار با کودکان در مهد کودکها و کودکستانها به این نتیجه می رسیم که کودکان در دوره پیش از دبستان به برنامه و محتوایی غنی نیاز دارند ؛ زیرا هر گونه قضاوت و داوری در مورد اهمیت و ضرورت این دوره از آموزشها به کیفیت برنامه ریزی و تدارک برنامه و محتوای آن بستگی دارد . چنین برنامه و محتوایی است که می تواند به مربیان ؛ والدین ؛ دانشجویان و علاقه مندان کار با کودکان در دوره پیش از دبستان کمک کند تا برنامه درسی خود را به روش منطقی و پیوسته بنا نهند و از کار با کودکان این دوره تجربه و تحلیل درستی داشته باشند .
 

مطالب بیشتر در باره کودکان پیش دبستانی را اینجا مطالعه کنید




مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه
Related Posts
از 5دبستانی حمایت کنید


دريافت كد گوگل پلاس

دریافت کد گوگل پلاس