5 دبستانی

وبلاگی برای تمام کودکان

ورود

صفحات جانبی

تبلیغات

                                                        


در محیط پیش دبستانی ، باید جنبه های مهارت اجتماعی ، آموزشهای اجتماعی ،فاوت های احترام به خود ، سازش و مشارکت با دیگران ، عدم رقابت با دیگران و حس قدردانی نسبت به آنها را در کودک پرورش داد .


در محیطهای آموزشی ، سعی بر آن است که از طریق رقابت ، انگیزه تحصیلی را در کودکان ایجاد کنند تا آنها بتوانند ، با دیگران در زمینه درسی و غیره رقابت نمایند . در نتیجه ، رقابت به عنوان یکی از عوامل پیشرفت تحصیلی قلمداد می شود .


گاهی اوقات در آموزش پیش دبستانی ، رقابت با دیگران در زمینه فعالیت های ورزشی و هنری مثمرثمر می باشد .


نظریه جدیدی که اخیراً در مورد رقابت ، در تعلیم و تربیت عنوان شده ، چنین است:


امکان دارد رقابت مضر باشد ، زیرا در رقابت ، دسته ای از افراد برنده و دسته دیگر مغلوب و بازنده می شوند .



  برخی از جنبه های منفی رقابت با دیگران عبارتند از :

1-ایجاد خودپنداره منفی در افراد بازنده .


2-ایجاد غرور و اضطراب در افراد برنده .


به منظور پرهیز از جنبه های منفی رقابت با دیگران ، می توان رقابت با خود را جایگزین آن نمود .


رقابت با خود ، به معنی مقایسه کودک با خود می باشد . به عبارت دیگر، عملکرد فعلی کودک ملاک عمل است و ما باید فعالیت کودک را با عملکرد گذشته اش مقایسه کنیم .


برای مثال ، ما باید نقاشی های گذشته و حال کودک را مقایسه کرده و او را به خاطر نقاشی جدیدش تحسین کنیم .


شخص در رقابت با خود ، همیشه احساس موفقیت می کند . زیرا یکی از نیازهای اساسی انسان ، نیاز به توفیق و پیشرفت است ، همچنین به خودپنداره و عزت نفس شخص خدشه ای وارد نمی شود ، در روابط اجتماعی با گروه همسالان ، رقابت های شدید ، اضطراب ، استرس و حس حسادت ایجاد نمی شود و در واقع ، محیط اجتماعی سالم تری در دوره پیش دبستانی شکل می گیرد .


به طور کلی ، تأثیرات منفی رقابت با خود ، بسیار کمتر از رقابت با دیگران است .  



  سازش

در آموزشهای پیش دبستانی ، باید ضمن حفظ شخصیت یگانه و منحصر به فرد هر کودک ، چگونگی سازش با دیگران و پذیرش عقاید و افکار آنها نیز به او آموزش داده شود .  



  تأثیر گروه همسالان بر افزایش مهارتهای اجتماعی

کودکان تحت تأثیر شدید گروه همسالان هستند و می توان از گروه همسالان ، جهت تغییر رفتار کودکان بسیار استفاده نمود .  



  کلیاتی در مورد آموزش و پرورش دوره ابتدایی

در این بحث ، کلیاتی را در مورد آموزش و پرورش دوره ابتدایی توضیح می دهیم . در این بخش ، تعریف آموزش و پرورش دوره ابتدایی ، تاریخه ظهور و تکمیل دوره ابتدایی، اهمیت آموزش و پرورش دوره ابتدایی و در نهایت، لزوم سنجش آمادگی کودک برای دوره ابتدایی شرح داده می شود.  



  تعریف آموزش و پرورش دوره ابتدایی

در جوامع بدوی ، مجموعه میراث فرهنگی بسیار اندک بوده و سطح دانش و مهارت ها آن چنان وسیع نبود ، در نتیجه نیازی به نظام آموزشی منسجم با سبک برنامه خاص احساس نمی شد . آموزش ، بیشتر از طریق خانواده ها انجام می شد و جنبه غیر رسمی داشت .


با گذشت زمان در کشورهای مختلف ، نظام های آموزشی رسمی با ساختار بسیار منظم و برنامه ریزی شده ، شکل گرفت .


در ایران با وجود تاریخ و تمدن کهن ، سیستم آموزشی در طول تاریخ دچار تحول گردیده و تحولات بسیار وسیعی در مقاطع مختلف رخ داده است؛ البته دوره ابتدایی با این اسم ، در نظام آموزشی ایران وجود نداشت . قبل از تشکیل نظام آموزشی نوین ، در ایران بیشتر مکتب خانه و مدارس دینی وجود داشت ، افراد روحانی ، مکتب خانه را اداره می کردند و دروس قرآن و ادبیات فارسی به کودکان آموخته می شد .


بعد از انقلاب مشروطه در سال ١٢٩٠ هجری شمسی ، قانون معارف برای اولین بار تصویب شد ، در نتیجه آموزش ابتدایی را به عنوان اولین مرحله ساختار نظام آموزشی نوین ایران معرفی نمود و لزوم بسط و گسترش آموزش ابتدایی نوین در تاریخ ایران ، برای اولین بار مطرح شد .


در سال ١٣٢٢ طبق قانون تعلیمات اجباری ، آموزش ابتدایی به عنوان یک دوره آموزش عمومی و تعلیمات اجباری ، مطرح و همگانی شد .


طبق ماده دوم قانون تعلیمات اجباری ، طول دوره آموزش ابتدایی ، شش سال تعیین شد ، ولی در سال ١٣٤٥ هجری شمسی ، مدت این دوره به پنج سال تقلیل پیدا کرد .  



  اهمیت آموزش ابتدایی

آموزش ابتدایی ، به عنوان اولین مرحله آموزش همگانی مطرح است ؛ البته آموزش پیش دبستانی به علت کمبود امکانات ، همگانی نمی باشد . از آنجا که برخی از خانواده ها ، از امکانات کافی مادی و فرهنگی برای آموزش محروم می باشند ، آموزش ابتدا مرحله در ساختار نظامیی موجب کاهش نابرابری های فرهنگی می گردد .


آموزش ابتدایی ، کودکان را برای مقاطع بالاتر آماده می کند و چنانچه از نظر کمی و کیفی در سطح بالاتری ارائه شود ، افت تحصیلی و ترک تحصیل در مقاطع بعدی ، کمتر می شود .


اگر آموزش ابتدایی در سطح گسترده ای صورت بگیرد و اکثریت یا تمام کودکان واجب التعلم ایرانی را تحت پوشش قرار بدهد ، می تواند ، بی سوادی را در کشور ریشه کن کند


در سال ١٣١٣ نظام نوین آموزشی ایران گسترش پیدا کرد ، دانشسرا و تربیت معلم در ایران ، به نام " دارالمعلمین " و " دارالمعلمات " و سپس دانش سرای مقدماتی تأسیس شد.


تا سال ١٣٤٥ نظام آموزشی ایران دارای سیستم شش سال ابتدایی، سه سال دوره اول دبیرستان و سه سال دوره دوم دبیرستان بوده است. از سال ١٣٤٥ طول دوره ابتدایی از شش سال به پنج سال کاهش یافت. بدین ترتیب ، دانش آموزان برای ورود به سه سال دوره راهنمایی آماده می شوند تا استعداد آنها دقیقاً شناسایی شده و بر مبنای استعدادهایشان ، در دوره متوسطه ، در رشته خاصی ادامه تحصیل بدهند. در حقیقت، نظام آموزشی ایران در سال ١٣٤٥ به صورت کلی تغییر کرد و از مهر ماه سال ١٣٥٠ دوره اول راهنمایی تحصیلی شروع شد .


بسیاری از متخصصان تعلیم و تربیت معتقدند که سن تقویمی نباید تنها شرط ورود کودک به دوره ابتدایی باشد ، بلکه کودک باید از طریق آمادگی، مورد ارزیابی قرار گیرد .


هدایت تحصیلی فقط به دوره راهنمایی تحصیلی محدود نمی شود، بلکه می توان زمینه مشاهده منظم و علمی کودک را از دوره ابتدایی به وجود آورد و از این طریق ، زمینه های استعداد و علائق کودک را شناسایی نمود. به نظر مربیان تعلیم و تربیت ، مشاوره و راهنمایی تحصیلی در دوره ابتدایی، باید به طور سیستماتیک صورت گیرد و مشاهده سیستماتیکی از کودکان، به منظور تشخیص استعدادهایشان می باشد .


هدف عمده آموزش دوران ابتدایی ، پرورش استعدادها و قابلیت های بالقوه کودکان می باشد ؛ لذا این آموزشها در تمام دنیا ، تحت عنوان آموزشهای عمومی در نظر گرفته می شوند .  



  تفاوت آموزشهای رسمی با آموزشهای غیر رسمی :

آموزشهای رسمی ، آموزشهایی هستند که دارای ساختار ، هدف ، برنامه ریزی ، روشهای تدریس و ضوابط پذیرش می باشند و فرق آموزش غیر رسمی با آموزش رسمی ، در این است که آموزش رسمی در داخل نظام آموزش و پرورش رسمی کشور صورت می پذیرد.


آموزش های غیر رسمی، مانند آموزش فنی و حرفه ای، آموزش بزرگسالان و آموزش ضمن خدمت، خارج از نظام آموزش رسمی می باشند.


ضوابط پذیرش در آموزش رسمی ، بسیار محکم و غیر قابل تغییر می باشد، برای مثال تا فرد موفق به اخذ دیپلمات گرفته می شود. و قابلیت های بالقوه کودکان می باشد لذا این آموزشها درتمام تداتیکی از کو نشود ، نمی تو اند به دانشگاه راه یابد. ولی ضوابط پذیرش در آموزش غیر رسمی ، بسیار انعطاف پذیرند .


در آموزش رسمی ، معلمان باید دارای مدرک تحصیلی باشند ، یعنی ضوابط خاص و از پیش تعیین شده ای برای معلمان این دوره ها مشخص شده ، در حالی که در آموزش غیر رسمی ، لزوماً معلمان دارای مدرک ثابت و مشخصی نیستند .


آموزشهای رسمی ، بیشتر جنبه نظری دارند ، در حالی که آموزشهای غیر رسمی ، بیشتر کوتاه مدت و مهارت محورند . آموزش های غیر رسمی، سعی دارند ، کار آموزی و مهارت های عملی را در افراد ایجاد نمایند .


تفاوت محیط پیش دبستانی و دبستان نیز ، به همین صورت است. محیط پیش دبستانی ، باید شبیه به خانه باشد ، مربی کودک را در آغوش بگیرد و به او محبت بورزد ، اما در دبستان ، کلاسهایی با ساختار منظم وجود دارد، زیرا فعالیتهای مدرسه باید با نظم و انضباط انجام شوند .  



  اهداف آموزش و پرورش ابتدایی

اهداف آموزش و پرورش ابتدایی ، مبنای تعیین روشها ، محتوا، سازماندهی محتوا ، ارایه محتوا و سایر اجزاء تعلیم و تربیت می باشند.  



  اهداف آموزش و پرورش ابتدایی

1-مهمترین هدف در دوره ابتدایی، پرورش استعدادهای کودکان می باشد. منظور از استعداد، توانایی و قابلیتهای بالقوه دانش آموزان است. استعدادها دو دسته عمومی و خاص می باشند . استعدادهای عمومی، باید در همه افراد جامعه شکوفا شوند وگرنه، افراد قادر به مشارکت در فعالیتهای گروهی و اجتماعی نیستند . برای مثال ، در این زمینه می توان به پرورش قوای تفهیم در کودکان اشاره کرد. در دوره ابتدایی ، باید بین افراد تفاهم و توافق عمومی ایجاد شود ؛ چون این امر سبب تقویت وجوه تشابه افراد می گردد. استعدادهای خاص، استعدادهایی هستند که در همه افراد به یک اندازه وجود ندارند و افراد ، از نظر استعدادهای خاص متفاوت هستند. برخی از افراد در یک استعداد خاص از بقیه بالاترند و عده ای در استعداد خاص دیگری، مانند استعداد ریاضی، موسیقی ، نقاشی برتر هستند.  

پرورش استعداهای خاص ، در دوره دبیرستان صورت می گیرد . هر چند که زمان بروز برخی از استعدادهای خاص در اواخر سالهای دبستان می باشد، اما اکثر آن استعدادها از دوره راهنمایی به بعد شکوفا می شوند و زمینه شکوفایی آنها در دوره دبیرستان فراهم می شود . به عبارت دیگر دوره راهنمایی ، زمان تشخیص استعدادهای خاص ، از طریق مشاهده منظم و پرسشنامه است ، ولی دوره متوسطه ، زمان پرورش استعدادهای خاص می باشد .


پرورش استعدادهای خاص ، در همه افراد صورت نمی گیرد ، نیازی به پرورش همگانی نیست و فقط باید در برخی از افراد که دارای استعدادهای خاص هستند ، تحقق یابد . این استعدادها به آسانی شکوفا نمی شوند و شناسایی و پرورش آنها ، به سهولت صورت نمی گیرد. استعدادهای خاص ، باعث تقویت وجوه تمایز در افراد می گردند، برعکس استعدادهای عمومی که سبب تقویت وجوه تشابه در افراد می شوند.  

2-آشنا نمودن دانش آموزان با معارف دینی : در دوره ابتدایی ، باید دانش آموزان را متناسب با هوش و توانایی هایشان با رموز خلقت ، زندگی پیامبران، ائمه معصومین و آیه های ساده قرآن آشنا نمود . در آموزش این مسائل، باید با ساده گویی و ارایه مثالهای عینی، اقدامات لازم انجام گیرد.  

3-تقویت حس نظم ، مسوولیت پذیری و رعایت حقوق دیگران : در این دوره، باید نظم و انضباط ، حس مسوولیت پذیری ، احترام به حقوق دیگران و کنترل خود را به کودک یاد داد تا خود مداری و خود محوری کودک ، به تدریج تعدیل گردد . در اینجا باید تناسب اصل سندیت و اقتدار نیز رعایت شود .  

4-ایجاد بینش کافی نسبت به تمدن : در دوره ابتدایی ، باید کودکان را با علومی چون تاریخ ، جغرافیا و اجتماعی آشنا نمود . هدف از آموزش چنین علومی در این دوره ، این است که کودکان با زمان و مکان پیرامون خود ارتباط برقرار کرده و نسبت به تمدن کشور خود ، احساس تعلق کنند .  

5-آموزش اطلاعات بهداشتی ، ایمنی ، قوانین و هنجارهای اجتماعی : کودکان در این دوره ، از نظر فکری قادر به درک قواعد هستند ، در نتیجه می توان هنجارهای اجتماعی، آموزشهای بهداشتی و ایمنی را به آنها ارایه نمود.


مدرسه در دوران ابتدایی، از طریق آموزش هنجارها و ارزشهای اجتماعی به کودکان، به آنها می فهماند که لازمه زندگی اجتماعی ، رعایت حقوق دیگران است.


آموزش علوم در دوره پیش دبستانی-آموزش های اجتماعی در مرحله پیش دبستانی (١)

موضوع این بحث ، " آموزش علوم در دوره پیش دبستانی " است . آموزش علوم در دوره پیش دبستانی ، بر اساس پدیده های محسوس و ملموس می باشد .



  مراحل آموزش علوم در دوره پیش دبستانی

هدف از مراحل آموزش علوم ، این است که کودک دنیای پیرامون خود را بشناسد ، با آن ارتباط برقرار کند و بین کودک و اشیاء مهارتهای ارتباطی ایجاد نماید .  



  مراحل آموزش علوم در دوره پیش دبستانی عبارتند از :

1-تشویق کودک به مشاهده : برای مثال ، مربیان از کودکان پیش دبستانی می خواهند که در فصل پاییز برگها را جمع آوری کنند . مشاهده کودک دارای چند ویژگی می باشد :


الف ) انتخابی و خاص است ، یعنی کودکان همه چیز را جمع آوری نمی کنند ، بلکه روی جنبه خاصی دقت نظر دارند . برای مثال ، جمع کردن برگهایی که از درختان افتاده و بچه ها می توانند ، آنها را مشاهده و جمع آوری کنند .


ب ) دومین ویژگی مشاهده ، دقت و صحت است ، یعنی کودک در طی جمع آوری ، به برگها و ابعاد آنها توجه می نماید .


ج ) تمرکز بر جزئیات : کودک باید دقت کند که برگ ها را جمع آوری کند ، نه اینکه شاخه ها را بچیند .


د ) به کودک باید اجازه تمرین و تکرار داده شود . از آنجا که کودک دارای مشکلاتی در رشد شناختی است ، باید به او زمان بیشتری برای تمرین و تکرار داده شود تا مشاهده بهتری انجام دهد .  

2-دومین مرحله آموزش علوم ، استنتاج است . مربی باید بر اساس مشاهدات کودک ، سوالات ساده ای از او بپرسد . برای مثال ، فکر می کنید ، چرا برگها زرد شده است؟ چرا برگها به زمین افتاده است ؟ ما در مرحله استنتاج ، از کودک می خواهیم که به نوعی قضاوت و ارزشیابی بپردازد . اما کودک پیش دبستانی ، دارای قوه ارزشیابی دقیق و صحیح نیست و ممکن است ، مرتکب اشتباهات زیادی شود ؛ لذا مربی نباید نگران باشد ، عکس العمل شدید نشان ندهد ، به کودک فرصت اشتباه کردن داده و روش تصحیح اشتباهات را نیز آموزش بدهد تا آنها بتوانند به پاسخ صحیح دست یابند .


3-طبقه بندی کردن : ما از کودک می خواهیم که برگها را بر اساس شکل، بزرگی و ابعاد مختلف ، دسته بندی نماید .


4-انتقال دادن و ارتباط : ارتباط یعنی کودک بتواند ، توانایی انتقال افکار و احساسات خود را به دیگران داشته باشد . برای مثال ، او بتواند در مورد فعالیتهای صورت گرفته ، جمع آوری برگها ، استنتاج و نحوه طبقه بندی آنها، به دوستان خود توضیحاتی ارائه دهد ، هر چند که توضیحات او صحیح نباشد. اثر مطلوب این روش ، آن است که کودک می تواند ، اندیشه های خود را به طور آشکار بیان کند ، تفکر کودک برای خود با صراحت و وضوح بیشتری مشخص می شود و کودک با نظرات و ایده های همسالان خود نیز آشنا می گردد .


5-پرورش مفاهیم در علوم زیستی : در اینجا دو کلمه " مفهوم " و " مصداق " مورد نظر ما می باشد . منظور از مفهوم ، تمام ویژگی های مشترک بین اشیاء و رویدادهاست . برای مثال ، کلمه " برگ " ، یک مفهوم و " برگ کاج " مصداق آن است . کتاب ، یک مفهوم و کتاب خاص ، مصداق آن است. هر مفهوم دارای یک مصداق است و به طور مثال ، مفهومی از برگ در ذهن کودک شکل می گیرد.  

هدف از مراحل آموزش علوم ، این است که کودک دنیای پیرامون خود را بشناسد و با آن ارتباط برقرار بکند . به عبارت دیگر ، باید مهارت ارتباطی بین کودک و اشیاء ایجاد شود.


در آموزش علوم ، باید به گردش های علمی توجه خاصی نمود . برای مثال، بازدید از باغ وحش ، می تواند بسیاری از مفاهیم علوم زیستی را در کودک ایجاد نماید تا او بفهمد ، گوزن با پرنده چه تفاوتهایی دارد . وقتی که کودک گوزن های مختلفی را می بیند ، می تواند مفهوم طبقه بندی را نیز درک کند .  



  آموزش علوم در دوره پیش دبستانی با دبستان ، در موارد زیر متفاوت است:

آموزش علوم در دوره دبستان ، از طریق روش حل مسأله انجام می شود، یعنی کودک را با مسأله یا موقعیت مبهمی مواجه کرده و او را به مشاهده، جمع آوری شواهد و اطلاعات وادار می کنند .


کودک بر اساس مشاهده اطلاعات و شواهد جمع آوری شده ، فرضیه هایی را مطرح می سازد ، سپس آن ها را آزمایش می کند تا یکی از فرضیه ها را به عنوان بهترین راه حل برگزیند و در مرحله آخر ، دست به استنتاج و تعمیم می زند .


بنابراین ، آموزش علوم در دوره دبستان ، به سطوح بالاتر می رسد و روش حل مسأله ، به عنوان یک روش تحقیق در آموزش علوم به کار می رود ، در حالی که در دوره پیش دبستانی ، از روش مشاهده استفاده می شود.  



  آموزش های اجتماعی در مرحله پیش دبستانی (١)

ما در ادامه بحث ابعاد برنامه های درسی و فعالیت های یادگیری در مرحله پیش دبستانی ، به بررسی آموزش های اجتماعی می پردازیم .  



  آموزش علوم اجتماعی در کودکان پیش دبستانی :

کودک پیش دبستانی ، فاقد مهارت های لازم برای انطباق خود با دیگران است و با آداب و رسوم ، هنجارها و ارزشهای جامعه آشنایی ندارد . فرایند اجتماعی شدن ، محدود به دوره پیش دبستانی نیست ، بلکه در خانواده پایه گذاری می شود . به عبارت دیگر ، والدین در آشنا کردن کودک با هنجارها ، ارزشها و آداب و رسوم اجتماع ، نقش مهمی ایفا می کنند ، اما در دوره پیش دبستانی ، آموزش اجتماعی شدن که از خانواده شروع شده، به صورت منسجم و نظام داری ادامه می یابد . بنابراین ، یکی از ابعاد مهم آموزشهای اجتماعی ، مرحله پیش دبستانی می باشد .  



  پرورش احترام به خود :

مفهوم خود (Self) ، در مباحث علوم تربیتی اهمیت فراوانی دارد . خود انواع مختلفی دارد ، از جمله می توان به خود جسمانی و خود روانشناختی اشاره کرد . منظور از خود جسمانی ، تصور فرد از جسم و بدن خود می باشد . پرورش خود جسمانی ، یکی از جنبه های مختلف پرورش احترام به خود است .


خود روانشناختی تصور فرد از باورها، احساسات و عواطف خود می باشد. ما در دوره پیش دبستانی، باید سعی کنیم، خودجسمانی و خودروانشناختی مثبت و واقع بینانه ای را در کودکان ایجاد کنیم .


راهکارهای عملی تقویت و افزایش خودروانشناختی و خودجسمانی ، باید زمینه موفقیت کودک پیش دبستانی را در موقعیت های مختلف فراهم کند تا با کسب موفقیت ، خود روانشناختی وی نیز تقویت شود . خودجسمانی در فعالیت های بدنی تقویت می شود .


اهداف ما باید با توانمندیهای کودک منطبق باشد تا با کسب موفقیت ، انواع خود در او افزایش یابد. هر چه کودک با ناکامی ، شکست و تحقیر مواجه شود ، خودجسمانی و خودروانشناختی وی ضعیف تر می گردد .


اعتدال همیشه باید در تعلیم و تربیت رعایت شود و هیچ گاه نباید افراط و تفریط کرد. تربیت واقعی ، سوق دادن فرد به سمت اعتدال است . افزایش بیش از حد خودجسمانی و خودروانشناختی ، موجب غرور کاذب و آسیب به روابط اجتماعی فرد می گردد .  



  یادگیری درباره دیگران :


یادگیری درباره دیگران ، جنبه های بسیاری دارد که از بین آنها ، می توان به موارد زیر اشاره کرد :

1-آموزش چگونگی برقراری ارتباط با دیگران .


2-آموزش مشارکت و سهیم شدن با همسالان .


3-آموزش همکاری آزاد و داوطلبانه با دیگران .  



  یادگیری درباره فرهنگهای دیگر :

کودک پیش دبستانی ، مفهوم فرهنگ را نمی داند ، ولی می توان این مسأله را به او تفهیم کرد که غیر از مردم کشور خودمان ، مردمان دیگری نیز در اقصی نقاط جهان هستند که راه و رسم دیگری دارند .  



  ایجاد مفهوم همدردی :

تحقیقات نشان می دهد که کودک پیش دبستانی ، هنوز به مرحله همدردی نرسیده یا توانایی ندارد ، جهان و مسائل آن را از نگاه دیگران بررسی کند ، ولی این امر ، دال بر آن نیست که ما هیچ فعالیتی در این زمینه انجام ندهیم ، بلکه از طریق فعالیت های عملی ، باید به کودک تفهیم نمود که همنوعان نیز دارای حق و حقوقی می باشند . با کاهش خودمداری و خودپسندی کودک از طریق آموزش ، می توان همدلی را جایگزین آن نمود و همدردی را در کودک تقویت کرد .  



  فرهنگ پذیری

فرهنگ پذیری ، اکتفا نکردن افراد به فرهنگ خود ، در نظر گرفتن جنبه های مثبت فرهنگهای دیگر ، پذیرفتن آنها در فرهنگ خودشان و عمل کردن به آن است .


فرهنگ پذیری لزوماً به معنای خود باختگی فرهنگی نمی باشد ، بلکه به معنای پذیرفتن جنبه های مثبت فرهنگهای دیگر است .


کودکان دوره پیش دبستانی در ابتدا باید نسبت به خرده فرهنگهای مختلف ایران دید مثبتی داشته باشند . ما باید طوری عمل کنیم که آنها با روشهای بسیار ساده ، از جمله داستان ، کتابها ، تصاویر و کارتون ، با فرهنگهای دیگر آشنا شده و نسبت به تفاوتهای فرهنگی آگاهی پیدا کنند .

  

:: حقوق تمامی مطالب این سایت محفوظ است

طراح: سایت ستاپ
Related Posts