5 دبستانی

وبلاگی برای تمام کودکان

ورود

صفحات جانبی

تبلیغات

 ترس كودكان، پدیده ای قابل پیشگیری

 

 

 

برخی كودكان هیچگاه بطور جدی معنای ترس را درك نمی كنند، اما بسیاری از آنها با مجموعه ای از تجربه های ترسناك در طول زندگی شان روبه رو می شوند. آنها از افراد غریبه، تاریكی، حیوانات، طوفان، توالت، مكانهای بسته، مرگ یا هر چیز جدید یا متفاوتی می ترسند. این گونه ترسها در برخی سنین یا دوره هایی خاص تشدید می شوند، مثلاً ترس از زلزله كه در بعضی دوران زندگی كودك رخ می دهد، بیشتر ناشی از این است كه كودك احساس می كند مبادا والدینش را از دست بدهد، یا خودش بمیرد.

 

ترس از مرگ، یكی از ترسهای معمول در كودكان به شمار می رود و ممكن است به صورت اضطراب شدید از تنها ماندن، ناتوانی در به خواب رفتن، یا صحبت همیشگی درباره مرگ تظاهر پیدا كند. در 5 یا 6 سالگی، بیشتر كودكان سئوالاتی درباره مرگ می پرسند، اما از آنجا كه مفهوم چرخه زندگی را به طور كامل درك نكرده اند، مرگ را مرتبط با پیری می دانند و خود را در خطر نمی بینند. در 7 سالگی مشكوك می شوند كه مرگ فقط به پیرمردان و پیرزنان اختصاص ندارد و برای آنها نیز محتمل است. در نتیجه این سن بیشتر سئوالاتشان درباره بیماری ها و عوارض آنها متمركز می شود. بیشتر كودكان 9 یا 10 ساله انتظار دارند پاسخ سئوالات خود را به طور دقیق دریافت كنند. ما نباید واقعیت ها را از فرزندان مان مخفی كنیم؛ حتی واقعیت تلخی چون مرگ را.

 

بنابراین وقتی فرزند 4 ساله شما می پرسد عمه وقتی مرد كجا رفت از پاسخهای پیچیده خودداری كنید. پاسخ شما می تواند براساس و اعتقادات مذهبی استوار باشد. برای نمونه می توانید از این پاسخ ساده استفاده كنید رفت به دنیای دیگه، پیش خدا از واژه های مناسب استفاده كنید از به كار بردن واژه هایی مانند كشته شدن یا مردن خودداری نكنید، زیرا كودك معنی آنها را درك می كند. روی زندگی تمركز كنید. پس از آنكه به كودك اجازه دادی احساس خود را بیان كند و پاسخ سئوالاتش را بگیرد، روی زندگی و زنده بودن تمركز كنید درباره روشهای سالم زندگی كه موجب طول عمر می شود، بحث كنید. برای مثال، تغذیه صحیح، معاینات پزشكی مرتب، ورزش منظم و غیره. چرخه زندگی را برای كودك شرح دهید. بهترین راه برای افزایش آگاهی كودك درباره مرگ، درك زندگی است. اگر فرزندتان به سن مناسب رسیده است، اجازه دهید گیاهی را بكارد و مراحل مختلف حیات را مشاهده كند. 

 

با كودكتان درباره بیماری های وخیم هم صحبت كنید: وقتی یكی از نزدیكان یا دوستان بیمار است، بزرگترها اغلب كودكان خود را در جریان وضعیت بیمار قرار نمی دهند و می كوشند در حضور آنها صحبت خاصی پیش نیاید، اما بهتر است با توجه به سن و شخصیت كودك تا حدی آنان را در جریان بگذارید. اجازه دهید كودك احساساتش را بیان كند. وقتی فرزند شما از بیماری یا مرگ شخصی خبردار می شود، احساسات زیادی بروز خواهد داد ممكن است احساس انكار، ناراحتی، ناامیدی، تقصیر یا ترس داشته باشد. بویژه ممكن است بترسد كه مبادا چنین اتفاقی برای خودش یا كسانی كه دوستشان دارد، رخ دهد. بگذارید درباره احساسش با شما گفتگو كند.

 

شما نیز به جای انكار احساساتش به او اطمینان دهید و از او حمایت كنید. درباره این كه كودك را به مراسم تشییع جنازه یا تدفین ببرید، خودتان براساس سن و شخصیت كودك و موقعیت او تصمیم بگیرید. بسیاری از روان شناسان براین باورند كه حضور در مراسم تدفین برای كودكان زیر 5 تا 6 سال و همین طور برای كودكان بزرگ تری كه حساس هستند، مناسب نیست اگر كودك تمایل دارد كه در این مراسم شركت نكند، به خواست او احترام بگذارید و ناراحت نشوید. برنامه های این مراسم را برای كودك تشریح كنید. برنامه هایی كه در قبرستان، مجلس ختم و در نهایت در خانه متوفی انجام شود، از پیش به كودكتان توضیح دهید كه سایر مردم در این مراسم چگونه عمل می كنند و او با چه صحنه هایی روبه رو خواهد شد.

 

تــــــــــرس از تاریكــــــــــی

تقریباً همه كودكان حداقل برای مدتی از تاریكی می ترسند. این ترس اغلب 2 تا 3 سالگی ظاهر می شود. ترس از تاریكی در میان كودكان متفاوت و در حال تغییر است. یك شب از هیولا و شب دیگر از دزد می ترسند. معمولاً اطمینان دادن به كودك (هرچند جزیی) مانع تشدید و مزمن شدن ترس می شود، اما گاهی ترس در كودك باقی می ماند، در این صورت پیشنهادهای زیر شما را در غلبه بر مشكل یاری خواهند داد. درباره ترس بحث كنید. هیچ گاه روی احساساتی مثل ترس، سرپوش نگذارید، بلكه به آن اعتراف كنید زیرا به نظر كودك واقعی می آید. به او اطمینان دهید چیزی برای ترسیدن وجود ندارد، اما احساسات او را به عنوان احمقانه یا بچگانه بودن مسخره نكنید. از كودك بپرسید در تاریكی از چه چیزی می ترسد؟ در یك اتاق تاریك كنار او بنشینید و بخواهید علت ترس خود را شرح دهد كودك را در برابر ترس مقاوم كنید: مجموعه ای از بازی ها می توانند كودك را به تاریكی عادت دهند. به برخی از این بازی ها توجه كنید. دنبال بازی، خودتان نقش راهنما را به عهده بگیرید و از كودك بخواهید شما را دنبال كند. بهتر است با دستتان او را راهنمایی كنید. ابتدا بازی را در روشنایی انجام دهید و فقط گاهی وارد تاریكی شوید، اما بتدریج مدت زمان بیشتری را در تاریكی بگذرانید. اگر كودك خواست جای خود را با او عوض كنید.

 

بشمــــــــــــــار بــــــازی

همراه با فرزندتان در یك محل تاریك بایستید و تا عدد 3 بشمارید. كم كم این زمان را طولانی تر كنید، تا به 60 ثانیه برسد. او را از صمیم قلب تحسین كنید. بتدریج صدایتان را پایین تر بیاورید. برای یك كودك بزرگ تر می توانید این زمان را تا چند دقیقه نیز افزایش دهید. در تاریكی گرگم به هوا بازی كنید. هر كدام به نوبت گرگ شوید و در حین بازی حسابی سروصدا كنید. اتاقی مخصوص بازی بسازید. برای نمونه روی میز پتویی بیندازید و به كودك اجازه دهید تا به زیر آن برود و برایش در و پنجره درست كند این مكان فضای مناسبی برای بازی كردن در تاریكی است. با او قایم باشك بازی كنید، یا شیء خاص را در یك مكان تاریك مخفی كنید و از او بخواهید آن را پیدا كند تا در این صورت یك علامت مثبت به دست آورد. می توانید برای هر سه علامت مثبت هدیه ای كوچك به او بدهید. به كودك اطمینان دهید كه در تاریكی خطری او را تهدید نمی كند. شب هنگام، قبل از خواب درها و پنجره ها را با همكاری كودك قفل كنید. توضیح دهید كه دزد بندرت به خانه ای كه كسی در آن است وارد می شود و همین طور بگویید كه اگر دزدی وارد خانه شود، شما زودتر بیدار خواهید شد. همراه با كودكتان درحالیكه یك چراغ قوه در دست دارید، به اتاق تاریكی وارد شوید و نقش جاسوسها را بازی كنید. به فرزندتان بیاموزید در تاریكی با خودش صحبت كند. وقتی او جمله هایی نظیر من نمی ترسم و هیچ چیز نمی تواند به من صدمه بزند را تكرار كند می تواند خودش را شجاع بداند.

 

استفــــاده از تقــــویت كننـــــده ها

هرگاه كودك را در غلبه بر ترسش موفق دیدید موفقیت او را تحسین كنید. یك جدول شجاعت طراحی كنید. منظور از شجاعت انجام وظیفه محول شده در تاریكی است. (حتی با وجود احساس ترس) بهتر است در مراحل نخست اتاق كاملاً تاریك نباشد. برای مثال یك چراغ قوه به دست كودك بدهید. برای شب اول 2 دقیقه در تاریكی كافی است، اما هر شب یك دقیقه به این زمان بیفزایید. این كار را تا آنجا ادامه دهید كه كودك بتواند قبل از به خواب رفتن براحتی در رختخوابش دراز بكشد. در صورت موفقیت كودك یك علامت مثبت در جدول بگذارید و بگویید اگر تعداد این علامت ها برای مثال به 5 برسد، هدیه ای خوب به او خواهید داد.

 

پـــــاداش مخصـــــــوص

وقتی كودك نشان داد ترسش از تاریكی از میان رفته است او را برای تماشای فیلم مورد علاقه اش به سینما ببرید. در صورت لزوم اجازه دهید یكی از اسباب بازیهایش را همراه خود بیاورد و یا هرگونه جایزه دیگری كه فكر میكنید كودكتان را خیلی خوشحال میكند به او بدهید.


 ترس كودكان

 

 

ترجمه: مریم محمدی ورنوسفادرانی

 

 

 

همه كودكان در چند مقطع سنی در زندگیشان دچار ترس و وحشت می شوند و این معمولاً یك بخش طبیعی از رشد آنها محسوب می گردد. این ترس ها در صورتی غیر طبیعی هستند كه به صورت دائمی و به مدت طولانی در كودك باقی بمانند یا ذهن كودك را به طور كامل اشغال كنند، كه این ترس در تمام فعالیت های عادی آنها مداخله داشته و تأثیر می گذارد و اگر كودك نتواند از آن رهایی یابد مبتلا به بیماری تشویش كه همان ترس بی مورد و بی اساس است می گردد.

 

آیا تــرس بی اساس به سن و سطح رشدی كودك بستگی دارد؟

برای مثال در یك كودك 2 ساله ترس از نشستن روی لگن دستشویی، طبیعی است ولی در یك كودك 8 ساله همان ترس كاملاً غیرعادی و بی اساس است. كودكان نوپا معمولاً از تنهایی (جدا شدن از پدر یا مادر)، اصوات آزار دهنده، زمین خوردن، حیوانات و حشرات، استفاده از لگن توالت، حمام كردن و تاریکی هنگام خواب می ترسند.

 

ترس در میان كودكان پیش دبستانی شامل ترس از حیوانات و حشرات، غول ها و ارواح، گم شدن، طلاق، از دست دادن پدر یا مادر، و تاریكی هنگام خواب می باشد. كودكانی كه تازه به مدرسه می روند از چیزهایی مانند تنهایی، بعضی صداها، زمین خوردن، ورود به مكان جدید (به خصوص ورود به مدرسه) و تاریكی هنگام خواب ( در بچه های كوچكتر ) و وازدگی های اجتماعی، جنگ، فضاهای جدید و ترس از دزد ( در بچه های بزرگتر )می ترسند. نوجوانان (كه به سن بلوغ رسیده اند) معمولاً از دزد، موقعیت های جدید (مثل رفتن به دانشگاه و...) جنگ، طلاق و روابط غیرمعمول واهمه دارند و می ترسند. این قبیل ترس ها در كودكان در تمام گروه های سنی، در بعضی از دوران های زندگیشان ممكن است افزایش یابد:

  • تـــولد یك فرزند جدید در خانـــواده
  • نقل مكــــان از خانه ای به خانه دیگـــــــر
  • طــــــــلاق و غیــــــره ... 

حتی بعضی اوقات بعد از وقوع یك اتفاق تحریك كننده، ترس در كودكان تقویت می گردد مثلاً افتادن در آب، سوختن بر اثر تماس با یك شیء داغ یا فرار كردن از یك سگ. بعضی كودكان نسبت به كودكان دیگر بیشتر می ترسند و این بستگی به روحیات و خلق و خوی آنها دارد. والدینی كه همیشه نگران هستند و در تشویش به سر می برند یا زود در مقابل هرچیز عكس العمل نشان می دهند، فرزندانشان اغلب دارای همان روحیات هستند و همیشه در ترس و واهمه قرار دارند.

 

چگونگـــی برخورد با تـــرس در كـــودكان

۱- هرگز احساسات و ترس در كودك را بی ارزش نشمارید و هیچ گاه به خاطر ترسیدنش او را تحقیر نكنید و بدانید كه بی توجهی به چیزهایی كه او را می ترساند كمكی به حل مشكل نمی كند. 

۲- از او بخواهید علت ترسش را بگوید و درباره آن با او صحبت كنید، این راه در صورتی كه ترس كودك ناشی از وقوع یك اتفاق تحریك كننده باشد، بسیار مفید است. 

۳- بیش از حد لزوم از او مواظبت نكنید و اجازه بدهید او خودش از چیزهایی كه می ترسد دوری كند و كودك را هیچ وقت به انجام دادن كارهایی كه از آن واهمه دارد وادار نكنید. 

۴-بیش از حد عكس العمل نشان ندهید زیـــــرا توجه زیاد شما باعث تقویت تـــرس در كـــودك می شود. 

۵- به كودك دلداری دهید تا یاد بگیرد بر ترسش مسلط گردد. برای مثال اگر او از رفتن به یك مدرسه جدید می ترسد، باید با او همدردی كنید و برایش توضیح دهید. به عنوان مثال بگویید : "من می دانم كه از رفتن به این مدرسه هراس داری و شاید از این كه دوستان جدیدی پیدا می كنی نگران هستی؛ ولی من فكر می كنم در آن لحظه احساس خیلی بهتری خواهی داشت. "  

۶- با او در مورد چیزهایی كه او را می ترساند گفت وگو كنید. به او یادآوری كنید كه قبلاً هم دوستان جدید زیادی پیدا كرده بود و او را تشویق كنید كه به مدرسه برود. راه حل مفید دیگر این است كه شما برایش نقش بازی كنید كه چه طور با مردم روبه رو شود و خودش را معرفی كند. 

۷- یادش بیاورید كه قبلاً هم در یك زمانی از چیزی می ترسیده و بعد از مدتی ترسش ریخته و دیگر از آن نمی ترسد

۸- به او قوت قلب بدهید و به او كمك كنید تا با ترس روبه رو شود. در ضمن در یك دوره طولانی، صلاح نیست دائم به او یاد بدهید كه از هر چیزی كه می ترسد دوری كند.

 

ســــــــرانجام ایـــنکـــــــه : 

اگر ترس تبدیل به یك بیماری شود و به هیچ طریقی نتوان ترس را از بین برد مخصوصا اگر در رشد و فعالیت های روزمره كودك تأثیر بگذارد، می بایست جهت درمان به یك روان پزشك كودك مراجعه كنید.

 

والدین عــــزیـــــز هــــرگــــز و تحت هیچ شـــرایطــی :

احساسات و ترس در كودك را بی ارزش نشمارید و هیچ موقع به خاطر ترسیدنش او را تحقیر نكنید و بدانید كه بی توجهی به چیزهایی كه او را می ترساند كمكی به حل مشكل نمی كند.


 احتیاط بیشتر، ترس کمتر

 

 پروین نظری نژاد

 

 

 

امیر فکر می کند که تمام غریبه ها دزد هستند و می خواهند در خانه را بشکنند و وارد آن شوند. او هر شب خواب می بیند که یک مرد سیاهپوش با گذاشتن نردبان کنار پنجره اتاقش قصد دارد وارد شود و او را در حال خواب بدزدد. بنابراین از خواب می پرد، به اتاق پدر و مادرش می رود و پایین تختخواب آنها می خوابد. آموزش قوانین احتیاطی به کودکان ضروری است، اما وقتی ترس و اضطراب به حدی می رسد که روی خواب و فعالیت های کودک تاثیر می گذارد، باید روشی را به کار گیرید تا واقع گرایانه تر با خطرات و تهدیدها رودررو شوند. به کارگیری پیشنهادهای زیر از خطرات و ترس کودک شما می کاهد. کودکان امروزی ، نه تنها از دزدانی که وارد خانه ها می شوند وحشت بسیاری دارند، بلکه از غریبه ها هم می ترسند و نگران قفل نبودن در خانه می شوند. این ترس ها گاهی به قدری شدید هستند که جلوی فعالیت های روزمره کودک را نیز می گیرند. بین « احتیاط » و « حمایت ِ بیش از حد » فاصله زیادی است و ممکن است شما از پیامی که با رفتارتان به کودک می دهید بخوبی آگاه نباشید. برای مثال اگر فرزندتان را حتی در حیاط خانه هم تنها نمی گذارید، دو پیام برایش دارید؛ یکی این که دنیا به قدری خطرناک است که من باید همیشه مراقبت باشم و دیگر این که تو نمی توانی به تنهایی بازی کنی یا کار کوچکی برای خودت انجام دهی. هیچ کدام از این پیام ها برای فرزندتان مفید نخواهد بود.

 

رویارویـــــی کــــودک رابا اخبار جنایـــی محدود کنید

برنامه های خبری تلویزیون حوادث جنایی روزمره را به تصویر می کشد. بزرگسالان به بیشتر این گونه خبرها عادت کرده اند، اما کودکان خیر. بکوشید هنگامی اخبار تلویزیون را تماشا کنید که کودک در اتاق نباشد و در حضور او درباره حوادث جنایی بحث نکنید.

 

تـــــــــوضیح در صـــــــورت لــــــــزوم

حتی اگر شما مواجهه کودک را با اخبار جنایی کنترل کنید، او از برخی از آنها آگاه می شود. مریم وقتی روزنامه را برای شما می آورد چشمش به عناوین درشت آن می افتد و سؤالات زیادی برایش مطرح می شود. ســــوالات کودک را با حداقل جزییات پاسخ دهید، امـــا جز حقیقت نگویید. توضیح دهید که گم شدن یک کـــودک همیشه دلیل بر دزدیده شـــدن او نیست و دزدیدن کـــودکان به ندرت اتفاق می افتد.

 

آمـــــــوزش اقـــــدامات احتیاطــی

چگونگی رفتار کودک را در رویارویی با موقعیت های خاص در نظر بگیرید و آن را اصلاح کنید. کودک را نترسانید و به او بگویید که بیشتر مردم، مهربان و دوست داشتنی هستند و فقط عده کمی از آنها ممکن است به کودکان آسیب برسانند.

 

۱- از کودک بخواهید مشخصاتش را به خاطر بسپارد. این مشخصات دربرگیرنده نام خانوادگــــــی، نشانی منــزل و شمــاره تلفن است. 

۲- استفاده از تلفن را به کودک بیاموزید. حفظ بودن تلفن یکی از همسایه ها، یکی از بستگان نزدیک مانند خاله ، عمه و حتی اداره پلیس به کودک اطمینان بیشتری می دهد اما زمان های استفاده از تلفن را محدود کنید. طریقه پاسخگویی به تلفن را به کودک بیاموزید. 

۳- به او بگویید که هیچ گاه یک ناشناس را از تنها بودنش در خانه آگاه نکند. بسیاری از والدین ترجیح می دهند کودک، نام خود را به یک ناشناس نگوید. 

۴- بنابراین به فرزندتان بیاموزید که اگر کسی پشت تلفن از او پرسید شماره اونجا چنده، او در پاسخ چنین بگوید شما چه شماره ای رو گرفته اید؟ وقتی فرد غریبه شماره را گفت کودک می تواند بگوید ببخشید شماره رو اشتباه گرفته اید و سپس گوشی را قطع کند.

۵- به کودکتان بگویید که وقتی تنهاست هیچ گاه در خانه را به روی کسی باز نکند، او حداکثر می تواند پیغام آن شخص را به یاد بسپارد و به پدر و مادرش بگوید. به کودکتان بیاموزید که اگر گم شد چه کار باید بکند. توضیح دهید که چگونه در فروشگاه ها یا مکان های عمومی رفتار کند تا مشکلی برایش پیش نیاید و اگر گم شد چه کار کند. 

۶- اگر به یک مکان شلوغ می روید به او بگویید که در صورت جدا شدن از یکدیگر کجا منتظر هم بمانید. راه دیگر این است که کودک از فروشندگان بخواهد تا اسم شما را پشت بلندگو بگویند. 

۷- به کودکتان یادآوری کنید که هیچ گاه با یک شخص غریبه آن محل را ترک نکند و اگر کسی به زور می خواهد او را ببرد، خود را روی زمین بیندازد و فریاد بزند «این مامان یا بابای من نیست». 

۸- به مدرسه کودک اطلاع دهید که چه کسی پس از تعطیل شدن مدرسه دنبال کودک می آید. یک اسم رمز به کودک یاد دهید تا احیانا اگر روزی مجبور شدید از فرد دیگری (یک همسایه یا یک دوست) خواهش کنید دنبال کودک برود، آن شخص با گفتن اسم رمز اطمینان کودک را جلب کند. به کودک بیاموزید چگونه به افراد غریبه « نه » بگوید. 

۹- اگر کسی انجام کاری را از او می خواهد که نباید انجام دهد، بهترین راه گفتن « نه » و ترک آن محل است. این روش را با فرزندتان تمرین کنید.

 

مقــــابله با تـــــــــرسهای بی اساس

شما نمی خواهید فرزندتان در تمام طول زندگی اش نگران وقایعی که ممکن است رخ دهد باشد. وقتی کودک با اقدامات احتیاطی آشنا شد، به او بیاموزید چگونه مثبت نگر باشد و با اعتماد به نفس عمل کند. این رفتار او را خوشحال تر می کند و احساس قربانی بودن را از او دور خواهد کرد. برای نمونه کودک می تواند با خود بگوید اگر کسی بخواهد در را بشکند، مامان و بابام در خانه هستند و من آنها را صدا می زنم.

 

روشهای امنیتــــــــــــی

راه های زیر برای جلب اطمینان کودکی که در داخل خانه هم از دزدان و جنایتکاران می ترسد به کار می روند :

۱- از قفلهای بزرگ برای در و سیستم دزدگیر و حفاظ های پنجره استفاده کنید.

۲- گذاشتن کلیدی در اتاق کودک که بتواند شب هنگام پدر و مادرش را با صدای زنگ از خواب بیدار کند بسیار مفید است.

۳- در صورت امکان از دستگاه آیفون استفاده کنید تا بتواند از داخل هم با شما صحبت کند.

 

روشهـــــــای کسب آرامـــــــش

بیشتر اوقات ترس کودک از دزدها غیرمنطقی است، اما نگرانی او کاملا واقعی است. به او یادآوری کنید تا هنگام بروز ترس، آرام نفس بکشد و کلمه « آرام » را زمزمه کند.


 

 بچه ها از چه چیزهایی می ترسند؟

  

 

 

فرض كنید بچه یك ساله شما دور زمین بازی با خوشحالی می چرخد كه ناگهان با چشمی اشكبار رو به سوی شما می آورد. گویا سگی به او نزدیك شده و وی را ترسانده است. دوره رفتار ترسناك در میان كودكان این روزگار عمومیت دارد. دلیلش چیست؟ با وجودی كه كودكان نوپا خود راه رفتن، حرف زدن و رسیدن به خواسته ها را فرا می گیرند، ولی پیوسته به آنان گوشزد می شود كه چقدر كوچك و آسیب پذیرند. یك دكتر روان شناس كودك می گوید: " شاخص های فراوان دومین سال، حس شور و شوق و قدرت را به كودكان می بخشد، اما رها ساختن كودك یا تنها ماندن او هشدار واقعی است. كودك با خود می گوید: اگر بیفتم، دردم می گیرد یا چنانچه مامان تركم كند، شاید در امان نمانم." وی می افزاید:" اما تمامی این اخبار ناخوشایند نیستند. مثلاً ترس از غریبه ها ، جانوران، صداهای بلند یا محیط های جدید، جنبه پیشگیرانه دارد. نگرانی كودك، او را از خطر كردن غیر ضروری باز می دارد." باید به خاطر داشت كه این دلهره های معمولی، نشانه ی آنند كه وی از لحاظ رشد شناختی، گامی به جلو نهاده و تفاوت بین موارد مشخص و جدید را تشخیص می دهد.

 

شنـــاخت مـــن و شمـــا

در چنین سنی است كه " حس خود بودن" یا درك این مورد كه او آدمی متمایز و بی نیاز از دیگران است در وی هویدا می گردد. اگر فرزند یك ساله شما با دیدن چهره ای ناشناس می گرید و زمانی كه از اتاق بیرون می آیید، اشك در چشمانش حلقه می زند، نشانه دلبستگی بیش از حدش به شماست. به گفته روان پزشكان كودك:" دلهره جدایی" بزرگترین ترس نوپایان است كه بیشتر اوقات، شالوده سایر نگرانی های مربوط به افراد و جاهای جدید را تشكیل می دهد. این گونه دل نگرانی در دو سال اول زندگی كودك، گذراست و در مورد برخی كودكان حتی بیشترهم طول می كشد. هرچند تا 18 ماهگی اكثر بچه های نوپا بر ترس های ناشی ازجدایی، بهتر چیره می گردند. علاوه براین، ممكن است فرزندتان دریابد ولو این كه گهگاه از او دور می شوید ( مثلاً موقعی كه به مهد كودك تحویلش می دهید ) بی شك برای بردنش برمی گردید. اگر مایلید به كودكتان یاری  كنید كه از این وضع رهایی یابد، دلسوزی نشان دهید. با این كه برای كودك، جدایی از شما دردآور است، ولی امیدواری و خوش بینی دراین حالت اهمیت دارد. بهتر است به او بگویید: می دانم كه با همبازی ات به تو خوش می گذرد و مجدداً به او قوت قلب بدهید كه به زودی برمی گردید.

 

هـــــــــــراس های شبانگاهـــــــــــی

بیم از جدایی نیز خواب كودك را برهم میزند. بیشتر بچه ها، شبها وحشت میكنند. امكان دارد كودكتان از خوابیدن به این خاطر سرباز زند كه نخواهد از بیداری و تمام چیزهایی كه به وی اطمینان خاطر میبخشد، همچون اسباب بازیها، حیوانات دست آموز و یا بابا و مامانش دست بكشد. برخی اعمال آرامش بخش مانند شستشو با آب گرم و یا مهربانانه روی پا نشاندن و قصه گفتن باعث میشود كه كودك پیش از رفتن به بستر، اطمینان خاطر ( دوباره) زیادی بیابد. در واقع آگاهی از رخداد بعدی، برای او تسكین دهنده است. چنانچه كودك یك ساله شما نیمه شب بیدار شود و به دنبالتان بگردد، بهتر آن است كه خود را به اتاقش برسانید و به او قوت قلب بدهید. دقایقی چند آرامش كنید، لیكن او را از بستر خارج نكنید. بااین كه تخیل كودكتان، احتمالاً سبب می شود كه اتاق تاریك، ترسناك جلوه نماید، لازم است او این اعتماد به نفس را پیدا كند كه به كمك پشتیبانی اندكتان می تواند یك تنه بربیم و هراسش فایق آید. چنانچه شبانگاه صدایش را می شنوید كه با خودش حرف می زند، شاید خویشتن را آرام می كند تا بخوابد. مبادا با نگاه زیر چشمی و دزدانه به سراغش بروید.

 

با تـــــــرس مقابلــــــــــــه كنید

خلق و خوی كودك، نشانگر انواع بیم و هراس هایی است كه به آنها مبتلا میشود. ممكن است پیوسته به سر و صدا حساسیت داشته باشد، مثلاً  رعد و برق او را بترساند. گاهی تجربه ای ناخوشایند، آغازگر هراسی ناگهانی است. مادری می گفت : " دخترم از حمام می ترسید . نمی دانستم چرا. " شبی او را در وان گذاشتیم، جیغ می كشید و در این حال خودش را به من و پدرش چسبانده بود و سعی می كرد بدنش با آب تماس نداشته باشد. چند شب قبل از آن، شیر آب وان را تصادفاً باز كردم، صدای بلندی برخاست كه بچه زَهره ترك شد. تا چند ماه تنها راه شستشوی وی بردنش زیر دوش آب بود." كــــودكان خاطرات خوشی دارند كه احتمالاً بیانگر علت رویارویی آنان با انبوهی از هراس های این سن و سال است. كودكی كه در عین معاینه به وی آمپول تزریق می شود، امكان دارد بعدها از مطب پزشك بترسد." شما می توانید از همین توانایی استفاده كنید تا كودكتان بر هراس هایش چیره گردد. پاره ای از تداعی های مثبت را جایگزین ادراكات منفی كنید. به طور مثال، بعد از تزریق آمپـــــــول، عكس برگردانی به او بدهید یا او را به پارك ببرید.

هرچند وقتی كه كودكتان ترسان است، باید پشتیبانی اش كنید، ولی هدف نهایی تان باید این باشد كه یاریش كنید تا در موقعیت های جدید تواناتر شود.

 

شیــــــــــــوه های آرامــــــــش جویــــــی

 

۱- اعتــــدال را رعــــایت كنید.

همچنان كه كودكتان را در آغوش گرفته اید، دوستان و بستگان ناآشنا را وادارید كه با او "بگو و بخند"  كنند.

 

۲- بنگـــرید و بیاموزیـــد.

مثلاً ترس بچه از اصلاح سر، با دیدن بچه های بزرگتر كه آرام در صندلی آرایشگر می نشینند و دست آخر جایزه ای هم می گیرند، از بین می رود.

 

۳- راستگــــــــــــــــو  باشید.

نگویید كه آمپول درد نمی آورد، چرا كه درست نیست. درعوض به وی اطمینان بدهید كه این درد، موقتی است و به زودی حالش بهتر می شود. به این ترتیب پیام می دهید كه او می تواند با عوامل نگرانی زا به مقابله برخیزد.

 

۴- دست به آزمایشـــــــــــــی بزنید.

شیئی آرام بخش همچون عروسك یا پتوی دلخواه، می تواند در لحظات تنش زا، خاطر كودك را جمع كند.

 

۵- بگـــذارید بچه خـــــــــوش باشد.

منظور كودكان از بازی این است كه براوضاع ترسناك غلبه كنند. وسایل پزشكی به فرزندتان كمك می كند تا بداند موقع معاینه، چه چیزهایی را خواهد دید.

 

آخــــــــــــرین نكتــــــه

اینكه، اسباب بازی به شكل حیوان ( سگ ، گربه و ... ) باعث می شود كه كودك زیاد از این حیوانات نترسد.


 كودک و ترس از شب

( قسمت اول ) 

 

 

تـــــرس از شب

ممكن است كودك شما مثل بسیاری از بچه های دیگر شب ها احساس ترس و اضطراب  كند؛ این ترس به سن او و مرحله رشد احساسی و جسمی او بستگی دارد و همین طور هم كه بزرگتر می شود با انواع مختلفی از تنشها مواجه می گردد. او باید یاد بگیرد وقتی كه او را با پرستار و یا در مهدكودك و یا مكان بازی تنها می گذارید صبور باشد و بپذیرد كه شب ها جدا از شما بخوابد. همچنین باید بیاموزد كه رفتار خود و همین طور ادرار و مدفوع و احساسات خشم و حسادت و تهاجم را كنترل كند. كودك درباره موضوعاتی از قبیل مرگ، خدا، بهشت و جهنم تفكر می كند و دچار ترس و نگرانی می شود. به زودی در می یابد كه والدین برای او آرزوهایی دارند و می ترسد كه از عهده آنها بر نیاید .

 

كــــــــــودك نگــــــــــران

كودك در هر مرحله از رشد كه باشد، حوادث خاصی ممكن است در او ایجاد نگرانی بكند، به عنوان مثال وقتی او بازی های گروهی و یا رفتن به مهدكودك را آغاز كند برای مدتی ممكن است جدایی از والدین او را نگران كند. ممكن است برای ترك ما در طول روز و شب و یا برای رفتن به رختخواب به طور جداگانه از خود تمایلی نشان ندهد و اگر شما بیمار شوید احساس تقصیر كند و فكر كند كه  كلمات پرخاشگرانه ی او این بیماری را در شما ایجاد كرده است. زمانیكه می خواهیم به كودك دستشویی رفتن را یاد بدهیم دوره دیگری از نگرانی را در او مشاهده می كنیم . او دائماً می ترسد كه مبادا نتواند خود را كنترل كند. حتی گاهی اوقات هول شده و شلوارش را خیس می كند و چون دوست دارد كه شما را هم خوشحال كند می ترسد كه شاهد ناراحتی و نارضایتی شما باشد. در بسیاری از بچه های نوپا این هیجانات در شب اوج می گیرد و رفتن به سوی رختخواب به معنای كنترل هیجانات است .

 

دیدن فیلم یا برنامه وحشتناك برای بچه های بزرگتر زنگ خطر است. كودك 5-6 ساله ممكن است از دیدن صحنه بچه دزدی و یا پرخاشگری كودك در مقابل والدین به شدت آشفته شود. چنین صحنه هایی برای كودك كاملاً واقعی به نظر می آید. همه كودكان تخیلات پرخاشگرانه دارند و تا حدودی نسبت به آن احساس گناه میكنند. مواردی از قبیل بیماری، اختلافات خانوادگی، جدائی، طلاق،‌ اعتیاد و مرگ و میر باعث ایجاد تشویش، نگرانی، احساس گناه و ترس در هر سنی از زندگی كودك میشوند. در شب كودك از كنترل دنیای پیرامونش مأیوس میشود، زیرا نمیتواند به طور مداوم محیط اطراف و تخیلات ناشی از احساسات خود را كنترل كند و همین وضعیت باعث بروز ترس در او میشود. جوانان هم به خاطر این كه تغییرات احساسی و جسمی سریع و دوران بلوغ را پشت سر گذاشته و از كودكی به بزرگسالی می رسند، نگرانی های اساسی را متحمل می شوند. آنها به آینده ، امتحانات ،‌ شغل ، پول می اندیشند و با فشارها و تمایلات  شخصی زیادی مواجه و گاهی ناگزیر می شوند با معیارهای خانوادگی در برخوردهای اخلاقی مخالفت كنند و ممكن است نظامهای ارزشی جدید را پایه گذاری كرده و ارزش های قدیمی را كنار بگذارند و تصور كنند كه والدین آنها دیگر تكیه گاه مناسبی نیستند ، و یا به طور كل حمایت والدین خود را  رد كنند .

 

در طول روز راحت تر می توان نگرانی را تحت كنترل درآورد ؛ اكثر  بچه ها در طول روز سرگرم  هستند و فرصتی ندارند تا به مشكلاتشان فكر كنند. اما در تاریكی شب كه به رختخواب می روند و چراغ را خاموش می كنند كاری جز فكر كردن ندارند و در تخیلات خود فرو می روند و همین كه خواب آلوده می شوند توانایی خود را برای برخی افكار از دست می دهند و كنترل چندانی روی احساسات، تمایلات شدید و ترس های خود ندارند و در این موقع احساسات و یا حتی اعمالشان خیلی بچگانه می شود. در این وضعیت نامناسب، كودك چهار پنج ساله همان اطمینانی را نیاز دارد كه  احتمالاً كودكان 2-3  ساله در طول روز به آن نیازمند هستند . كودك 4-5 ساله ای كه در روز بدون هیچگونه مشكلی شما را رها كرده و به مهد كودك میرود، ممكن است در شب برای رفتن به رختخواب مشكلات بسیاری را به وجود آورد. سرزنش كردن و اظهار این مطلب كه او مثل بچه های كوچك رفتار می كند هیچ فایده ای ندارد. بهتر است بفهمید كه چرا او احساس ناامنی می كند. حتی كودكی كه  در طول روز به خوبی از خود مراقبت می كند و از اعتماد به نفس خوبی برخوردار است ممكن است در شب وقتی سیل افكار به او هجوم می آورد این اطمینان را ازدست بدهد. در چنین  موقعیتی او به شما نیاز دارد تا بیشتر مراقبش باشید .

 

بسیاری از خانواده ها مشاجرات زمان خواب را تجربه كرده اند. بچه ها برای فرار از خواب درخواستهای متفاوتی از قبیل شنیدن داستان، تماشای تلویزیون و بازی دارند. برخی كودكان به هنگام خواب با برادران و خواهران خود نزاع میكنند؛ گاهی اوقات در رختخواب آرام و قرار ندارند و برای فرار از افكار نگران كننده مرتب تكان می خورند. اگر كودك شما به دلیل ترس و نگرانی برای خوابیدن با مشكل مواجه است، در طول روز با او بیشتر صحبت كنید و به او اطمینان بدهید كه او را حمایت میكنید. با اینحال لزومی ندارد تغییرات اساسی در برنامه خواب بوجود آورید؛ برای دقایقی او را ماساژ دهید و یا مدتی بیشتر از سایر اوقات پیش او بنشینید، اما برنامه و روال روزمره او را تا جایی كه امكان دارد ثابت نگه دارید.


 ترس و اضطراب در کودکان

 

تردیدی نیست كه تمام افراد بشر زمانی احساس ترس و اضطراب می كنند، ترس و اضطراب پایه های جسمانی و روانی داشته و همراه با عواطف و هیجانهای نامطبوع و ناخوشایند هستند. این هر دو احساس، یكنوع حالت انتظار را در بر داشته و احتمالا" از مخاطرات و مشكلات آگاهی می دهند. ترس چیست؟ ترس واكنشی است كه كم یا بیش شناخته شده بوده و پاسخی به محركهای تهدید آمیز می باشد. اضطراب چیست؟ اضطراب واكنشی است كه علل خاصی ندارد و یك حالت عمومی كلی بوده و نسبت به هدف مخصوص یا مشخصی معطوف نمی باشد. گاهی اوقات نمی توان دقیقا" میان ترس و اضطراب تفاوت گذارد و این كیفیت مخصوصا" در مورد اطفال خردسال مصداق دارد زیرا كودك نمی تواند میان خطرات درونی و برونی واقعی و تخیلی تفاوت قایل شود.

 

ذهن و روان ما انسانها همواره گوش به زنگ علائم خطراتی است كه پیرامون ما وجود دارند و از وقوع رخدادهای ناخوشایند یا آسیب زننده به ما آگاهی می دهند . فكر تمام انسانها ی طبیعی مجهز به یك مكانیسم « دور اندیشی » و « پرهیز كردن » است كه تا جای ممكن ما را از گزند عوامل گوناگون در امان می دارد و در روند یك حادثه ناخوشایند، نخستین رویداد عبارت است از احساس خطر كه موجب تپش قلب ، افزایش فشار خون، انقباض عروق پوستی به صورت رنگ پریدگی صورت،تند تر شدن سرعت تنفس و انقباض عضلات اندام ها می شود كه مجموعا" بدن را برای مرحله دوم یعنی « گریز یا ستیز » آماده می سازد. بنابراین در می یابیم كه مكانیسم های احساس خطر كه نوعی « هراس » را در آدمی بر می انگیزند، برای بقأ و دوام هستی وی ضروری هستند.

 

ولی چرا اضطراب مختص نوع بشر است ؟ اضطراب یعنی ترس از یك عامل ناشناخته نامعلوم كه موجب پریشانی فكر و گاه بروز علایم احساس خطر از جمله تپش قلب و رنگ پریدگی نیز می شود. بنابر این در فرآیند اضطراب برخلاف ترس طبیعی و واقعی یك عامل حقیقی ترس آور یا خطرناك یا آسیب زننده وجود ندارد بلكه فقط بطور خودكار، ذهن ما در اثر تنش های روانی و استرس های عصبی و حوادث ناخوشایند و ناگواری كه در زندگی مكررا" برایمان رخ می دهد از روال عادی خارج می شود و حساسیت بیش از حد به رخدادهای آتی و احتمالی پیدا نماید، دچار اضطراب می شویم و كم كم به حالتی می رسیم كه فكرمان فقط بر اتفاقات ناگوار یا بیماریهای لاعلاج و كشنده گواهی می دهد و آرامش و امنیت در این میان گم و فراموش می شود. هر چه بیشتر نگران شویم بیشتر احساس های خطر و هراس به سراغمان می آید و در نتیجه بیشتر در جهت افكار مضطربانه می اندیشیم.

 

چگونگــــی بوجود آمدن تــــرس در كــــودكان

كودكان ترس و اضطراب را از طریق یادگیری ( خصوصا شرطی شدن ) فرا می گیرند، گرچه بسیاری از روان شناسان معتقدند زمینه ترس از هنگام تولد در نوزاد وجود دارد.در مورد ترس از طریق شرطی شدن مثالی در باره طفلی به نام آلبرت بیان می نماییم . در آزمایشگاه به آلبرت خرگوش سفیدی را نشان دادند ، كودك هبچگونه احساس ترسی از خودنشان نداد ولی به محض آنكه دست خود را برای لمس كردن حیوان، دراز نمود آزمایش كننده دو قطعه آهن را محكم پشت سر او بهم كوبیدند،با شنیدن این صدای بلند آلبرت تكانی به خود داد و بطرف جلو خم شد. در دفعات بعد، پس از چند بار تكرار عمل فوق، كودك حالت ترس نسبت به خرگوش سفید نشان داد و علاوه بر آن به تدریج از اشیاء مشابه سفید رنگ ( مانند پوست سفید و موش و سگ سفید ) نیز می ترسید.

 

تـــــرس های مفید و تــــرس های مخــــرب

ترس در بعضی موارد برای حفظ و بقاء كودك مفید است ( فرضا ترس از سرعت كه با سرعت حركت می كند) گاه ترس می تواند به كودك كمك كند، پاسخهای جدیدی بیاموزد.ترس از اتومبیلهای سریع طریقه عبور از خیابان را به كودك یاد می دهد، ولی واكنشهای ترسناك شدید مانند گریستن ، فرار كردن ، فرار كردن ، لرزیدن، به بزگسال چسبیدن و نظایر آنها با رفتار سازنده مغایرت دارند.برای ثبات هیجانی باید بسیاری از این پاسخ ها را با واكنشهای سازنده دیگر جایگزین نمود.نتایج یكی از تحقیقات نشان می دهد ، ترس از اشیاء واقعی یا محركهای غیر عادی ( مانند حركتهای ناگهانی،اشیاء غیر عادی، افراد بیگانه ) بتدریج باازدیاد سن كودك كاهش یافت در مقابل ترس از محركهای تخیلی ( ترس تاریكی ، كابوس و…) بیشتر شدو ظاهرا" رشد مفاهیم ذهنی كودك و درك بیشتر او ازجهان همراه با كاربرد زیادتر علائم، واكنشهای هیجانی او را تحت تاثیر قرار می دهد. ترس اطفال قابل پیش بینی نمی باشد و در تمام سنین كودكی تفاوت های فردی چشمگیری در مورد ترس وجود دارد. یك محرك می تواند بر طفلی بسیار ترس آور بوده ولی برای دیگری بی تفاوتی باشد .جالب اینكه كودكی ممكن است در یك موقعیت خاص دچار وحشت شود در حالیكه در وضع دیگری همین محرك برایش بی تاثیر باشد.

 

روشهای ازمیان بـــردن تـــرس

از اطفال نمی توان انتظار داشت كه ترس آنها خود بخود رفع شود. باید محركهای جدیدی جانشین محركهای ترسناك شوند تا ترس كودك از میان برود.خوشبختانه بابهره گیری از اصول یادگیری مخصوصا" اصل خاموشی می توان در از میان بردن ترس كودكان اقدام نمود. در این مورد مثالی ذكر می گردد.فرض كنیم كودكی از گربه بترسد. اگر ضمن نشان دادن گربه ای به طفل ( محرك نامطبوع و ترسناك ) به او مقداری شیرینی ( محرك مطبوع ) نیز بدهیم و چند بار این كیفیت راتكرار نمائیم كودك پاسخ مثبت تری به شیئ كه قبلا" برایش ترسناك بوده است، خواهد داد . در اینصورت پاسخهای ترسناك نیز بتدریج از میان می رود و پاسخ ترسناك كم كم ناپدید خواهد شد. زیرا ارتباط محرك ( گربه ) و پاسخ ( ترس از گربه ) ضعیف شده و از بین می رود. در بررسی دیگری ترس كودكان از تاریكی بصورتی كه شرح می دهیم از میان رفت. به چند كودك كه از تاریكی می ترسیدند گفته شد چنانچه در اطاق تاریكی جستجو كنند وسیله جالبی ( اسباب بازی، عروسك و…)خواهند یافت. با این روش ارتباط میان محرك ترس آور ( تاریكی ) و پاسخهای اضطراب آور و ترسناك ضعیف شده ، در نتیجه پاسخهای دوری كننده نیز بتدریج از بین رفتند. باید توجه داشت كه هر قدر كودك بزرگتر شده و كاربرد لغاتش بیشتر شود می توان از توضیحات كلامی نیز برای تقویت روش رفع ترس استفاده نمود. مادران می توانند با استفاده از روش توضیحات كلامی ، بعلاوه تشویق فرزند برای مقابله با محركهای ترس آور، وحشت او را از میان ببرند. در مورد كودكان توضیح كلامی تاثیر چندانی ندارد، زیرا كودك نمی تواند كلمات و لغات را با محركهای ایجاد كننده ترس ارتباط دهد.

 

اضطــــراب و عـــــوامل ایجاد كننده آن

همانند ترس ، اضطراب هم سبب ناراحتی كودك شده و او را مجبور می كند، رفتار خاصی ایجاد نمایدو در ابتدای بحث باید متذكر شویم كه اضطراب به میزان كم غالبا" اثرات سازندگی دارد و بعنوان محركی برای خلاقیت ، حل مسائل و فعالیت مؤثر می باشد ولی اگر اضطراب شدت یابد سبب از كار افتادگی فرد شده ، او را بیقرار و ناراحت می كند. دوره دوم كودكی ( 6 – 3 سال) مرحله مهمی است كه ضمن آن اضطراب بوجود می آید و در این دوره كودك باید با بسیاری از عوامل و محركهایی كه ایجاد اضطراب می كند مقابله نماید، در نتیجه فرصتهای بسیاری برای كسب اضطراب خواهد داشت.كودك در مورد نشان دادن آزادانه احساسات پرخاشگرانه ، جنسی و اتكایی خود دستخوش اضطراب می گردد و اضطراب كودك خصوصا" هنگامیكه كودك دیگری متولد می شود، شدت می یابد، زیرا او احساس طرد- شدگی نموده و تصور می كند محوریت خود را از دست داده است و دیگر او را دوست نداشته یا كنار گذاشته شده است . در ظاهر هم گاهی نحوه برخورد والدین و فامیل این گمان را تشدیدمی نماید. منشاء اضطراب از روابط اولیه كودك و والدین است. تنبیه شدید و محدویت، فشار والدین به كودك برای ظاهر ساختن رفتار های دشوار، بدگویی و ارزشیابی منفی از رفتار و كوششهای كودك ، تضاد در رفتار با او وكیفیاتی مشابه آنچه ذكر گردید،ازجمله عوامل ایجاد كننده اضطراب در كودكان محسوب می گردد.

 

اثرات اضطراب در رفتار اجتماعی و فعالیت ذهنی كودك ظاهر می شود، تحقیقات بعمل آمده نشان می دهد، پسران مضطرب نا كفایتی و احساس نا ایمنی خود را در فعالیتهای اجتماعی و بازی نشان داده و تمایل به بازیهای ابتدایی و كودكانه تر دارند. اضطراب هنگامی در یادگیری تسهیل بوحود می آورد كه مورد یادگیری ساده بوده و پاسخ دقیقی مد نظر باشد. ولی اگر موضوع پیجیده و مشكل باشد اضطراب در یادگیری مطالب اخلال خواهد نمود، كودكان بسیار مضطرب در یادگیری - های كلامی ، پاسخهای نامربوط و نا مفهوم می دهند وهر قدر مطلب یادگیری دشوارتر باشد این نوع پاسخها نیز شدت زیادتری خواهد یافت و در هر حال اضطراب در یادگیری و فعالیت كودكان اختلال ایحاد می كند. گاه صدای كودك و تكلم او را نیز تحت تاثیر قرار می دهد. بدیهی است اضطراب در كلاسهای بالاتر برای دانش آموزان مزاحمت بیشتری خواهد داشت.همچنین از تحقیقات انجام شده می توان نتیجه گرفت كه اضطراب با ازدیاد سن كودك باعث می شود در فعالیتهای ذهنی و تحصیلی نا ملایماتی را تجربه كند بعبارتی با افزایش سن بین اضطراب و فعالیت های كودك همبستگی منفی وجود دارد.

 

وسائل دفاعــــی مقابله با اضطـــــراب

از آنجائیكه اضطراب كیفیتی نا مطلوب و نامطبوع است ، هر كس می كوشد روشهایی برای مقابله یا مبارزه با آن انتخاب كند . وسائل دفاعی كه از سوی بخش های شخصیت فرد بسیج می شوند، پاسخ هایی بمنظور اجتناب یا تخفیف اضطراب می باشند و به فرد فرصت می دهند آرامتر زندگی كند.

 

عـــواملـــی كه باعث اضطــــراب در دانش آمــــوزان می شود :

  • فشــــار و سخت گیــــــری بیش از حد والدین بر فــــــــرزندان
  • كاهـــش اعتمــــاد بنفس
  • محیط فیزیكـــــی نامنــــاسب
  • تناقض در رفتـــار والدین
  • عـــوامل خانوادگـــی و ارثـــی ( گاهـــی نگرانـــی های والدین و اضطراب آنها به فـــرزندان نیز منتقل می شود ).

 

اثرات نگرانــــی بر كـــــودكان را می توان به عـــوامل زیـــر نسبت داد:

۱- نگــــرانی موجب توقف فكــــر كــــودك برمشكلات و ناراحتی ها می شود.

۲- نگرانی موجب اختلال در تمركز حواس می شود وكودكِ مضطرب نمی تواند به خوبی حواس خود را در كارها جمع كند.

۳- نگرانی و اضطراب قدرت تصمیم گیری و اراده را از آنها سلب می كند.

۴- موجب می شود كه فكر آنها در مورد برخی چیزها بیش از حد مشغول شود و به مطلب و موضوع درسی بی توجه شوند.

۵- كودك را بدبین می كند و همواره فرآیند و رویدادهای ناگوار را پیش بینی می كند.

۶- فكر كودك را متمركز بر مشكلات میكند به طوریكه هر ساعت به یك مساله خطرناك می اندیشد.

۷- اضطراب و عدم اعتماد بنفس باعث وابستگی او به دیگران میشود و او خود را ناتوان احساس میكندو نمی تواند با اطمینان و قاطعیت عمل كند. احساس گیجی و سر درگمی می كندو قدرت مقابله با مشكلات را از دست میدهد. توان كنترل خویش را ندارد. اینگونه كودكان قادر به آرامش و خواب راحت نیستند.احساس خستگی و كوفتگی و ضعف جسمانی دارند. سر درد ،درد قفسه سینه ،دردپا یا دست،درد شكم و سو هاضمه و كم اشتهایی به سراغشان می آید.

 

تــــــوجه داشته باشید كــــه:

تمام این آثارسو در همه كودكان ظاهر نمی شود و هر كس به در جاتی به آنها دچار می شود.

 

:: حقوق تمامی مطالب این سایت محفوظ است

طراح: سایت ستاپ
Related Posts