5 دبستانی

وبلاگی برای تمام کودکان

ورود

صفحات جانبی

تبلیغات


اهمیت خلاقیت و روشهای عملی پرورش آن

روشهای عملی پرورش خلاقیت عبارتند از :

1-داستانگویی و قصه نویسی : از کودکان بخواهید که داستان ، شرح حال یا انشاء بنویسند.

2-شرح حال نویسی و انشاء نویسی .

3-امور هنری از قبیل نقاشی : برای مثال ، کودک می تواند نقاشی آزاد بکشد و تخیلاتش را روی کاغذ بیاورد .

4-بیان شرح حال و زندگی بزرگان : برای مثال ، ما می توانیم طی فیلمی، نحوه خلاقیت افراد و مشکلات آنها را به نمایش در آوریم .

5-استفاده از روشهای تدریس متنوع : در
تدریس موارد مختلف ، هیچ گاه نباید از روش و الگوی واحدی استفاده نمود ، افکار قالبی را در کودکان ایجاد نکنید و پرسش و پاسخها باید در کلاس درس ، آزاد باشند ، نه قالبی و محدود .

6-ایجاد فرصت برای یادگیری اکتشافی : به کودکان اجازه دهید که اطلاعات معلم را به طور شخصی کشف نماید .

7-تشویق دستاوردهای خلاق کودکان : در صورت نشان دادن کاردستی، داستان و خلاقیت ، حتماً کودک را تشویق نمایید و اجازه انتقاد سازنده و فرصت رد نظریات علمی را به او بدهید . در زمینه پرورش
خلاقیت ، می توان گفت : معلم خوب کسی است که به دانش آموزان فرصت رد نظریات و قوانین علمی پذیرفته شده را بدهد .  



  عوامل خلاقیت
در بحث خلاقیت ، سه عامل مهم مطرح است که عبارتند از :

1-معلم : معلم باید به رشته خود مسلط باشد ، عشق به معلمی و علاقه به رشته تحصیلی نیز در این زمینه بسیار مهم می باشد .

2-دانش آموز : توانایی ، علائق و سبک
یادگیری دانش آموز ، بسیار اساسی است . باید به دانش آموز آموخت که به سبک یادگیری مختص به خود آگاه باشد.

3-برنامه درسی : برنامه درسی و ساختار رشته نیز مهم هستند . منظور از ساختار رشته ، این است که به افراد نشان بدهیم ، آن رشته انسجام خاصی دارد ، محتوای رشته و روش شناسی رشته را ارائه بدهیم ، از دانش آموزان بخواهیم که خلاء موجود در رشته را کشف کرده و از این طریق، تخیل آنها را بر انگیزیم .  



  روشهای پرورش خلاقیت

روشهای پرورش خلاقیت ، روش بارش مغزی و روش بدیعه پردازی هستند.
با توجه به محدودیت زمانی در آموزش و پرورش ایران ، مسأله مهم این است که
معلم باید چه زمینه هایی را به منظور پرورش خلاقیت کودک فراهم نماید ؟

در سیستم آموزشی ، باید دست معلم به اندازه کافی باز گذاشته شود، ساختار نظام آموزشی نباید معلم را محدود به ارائه درس نماید ، باید امکانات مناسبی به منظور پرورش خلاقیتهای کودکان ارایه داده شود و معلم اجازه مانور داشته باشد تا به منظور پرورش خلاقیت ، از حداقل زمان ، حداکثر استفاده را ببرد . در این زمینه ، فعالیتهای فوق برنامه از اهمیت بسزایی برخوردار می باشند .

عوامل مذکور ( معلم ، دانش آموز و برنام درسی ) باید با یکدیگر ارتباط داشته باشند ؛ چون
تعامل بین آنها موجب خلاقیت کودکان می شود.

روش " بارش مغزی " ، یعنی اینکه معلم سوالی را مطرح می کند و به دانش آموزان اجازه می دهد تا کلیه نظراتی را که به ذهنشان می آید ، بیان کنند ( خوب یا بد ) . نظرات آنها به هیچ وجه مورد ارزیابی قرار نمی گیرد . در نهایت ، پاسخهای آنها که روی برگه A4 نوشته شده ، جمع آوری می گردد، معلم با مقایسه تمام راه حلها ، بهترین پاسخ را بر می گزینند و از این طریق، ذهن به سمت
سیال شدن سوق داده می شود .

روش " بدیعه پردازی " ، بیشتر در دوره ابتدایی به کار می رود و منظور از آن، برقراری ارتباط و پیوند بین امور به ظاهر نامربوط می باشد .  



  روشهای مورد کاربرد در بدیعه پردازی عبارتند از :

1-روش قیاسی شخصی : معلم دانش آموز را ترغیب می کند تا خود را به جای چیزی بگذارد که هیچ ارتباطی به او ندارد و خود را توصیف نماید . به طور مثال، یک شیمیدان می تواند ، خود را به جای مولکولهای اتم بگذارد.

2-روش قیاس مستقیم : معلم از دانش آموز می خواهد که دو امر کاملاً نامربوط را با یکدیگر مقایسه نماید . برای مثال ، از کودک می پرسد که پوست بچه گربه نرم تر است یا یک زمزمه ؟ در واقع ، این سوال به این معناست که آن دو مسأله چقدر با هم متفاوتند .

3-تعارض متراکم : در اینجا یک
پدیده یا امر واحدی را با دو واژه کاملاً متعارض، مانند دوست – دشمن ، زندگی بخش – کشنده .توصیف می کنیم .

در اینجا می توان از دو موضوع که به هم نمی خورند و شاید خنده دار نیز باشند ، استفاده نمود . می توان یک امر واحد را در دو چارچوب فکری کاملاً متفاوت قرار داد . هر چه تفکیک این دو مسأله از هم جذابتر باشند ، موجب انعطاف پذیری ذهنی بیشتر ، تعمیق مفاهیم و درک پدیده ها در دانش آموز می گردند .  



  درونی کردن ارزشها

در ادامه بحث ابعاد آموزش دوره ابتدایی ، به درونی کردن ارزشها در دوره دبستان می پردازیم . اگر ارزشها درونی شده بودند ، ما شاهد بد رفتاری کودکان نسبت به دیگران نبودیم . در آموزش ابتدایی ، می توان به این مسأله تأکید بسزایی داشت ، هر چند که این عمل در مقاطع بعدی ، با عمق بیشتری ادامه پیدا می کند .

ارزشها ، موارد خواستنی و مطلوبی هستند . به همین دلیل ، مبنای رفتار و عملکرد انسانها قرار می گیرند . نظریات مختلفی در مورد منشأ ارزشها وجود دارد . برخی از افراد ، ارزشها را فطری می دانند و نقش آموزش تنها بروز خصلت ها می باشد ، برخی دیگر ، ارزشها را برخاسته از شرایط و موقعیت ها می دانند . در نظریه اجتماعی ، ارزشها حاصل یادگیری اجتماعی هستند.  



  انواع ارزشها عبارتند از :

1-ارزشهای ذهنی : ارزشهایی که در نظر یکی با ارزش هستند ، ولی برای دیگری ارزش محسوب نمی شود .

2-ارزشهای عینی : مستقل از ذهن ما بوده و در عالم واقعی و عینی هستند . بنابراین ، در همه جا ارزش محسوب می شوند .

3-ارزشهای رابطه ای : این ارزشها ، معطوف به رابطه بین ذهن درک کنند. ارزش و شیئ ارزشمند هستند. به عبارت دیگر ، ارزشهای رابطه ای، توانمندی ذهنی افراد در درک ارزش اشیاء ارزشمند می باشد.

4-ارزشهای مشروط : این ارزش ها آسایش شخصی و خاطرات هستند.

5-ارزشهای مطلق : ارزشهایی هستند که پایه و اساس
فرهنگ و تمدن یک جامعه را تشکیل می دهند ، مثل ارزش ایثار ، حقیقت جویی و علم !  



  روشهای عملی درونی کردن ارزشها در مقطع ابتدایی ، عبارتند از :

1-روش اسوه ای یا عملی : رفتار معلم یا والدین ، باید نشاندهنده ارزشها در آنها باشد . آنها می توانند حامل ارزشهایی باشند که تبلیغ می کنند .

2-روشهای مستقیم : در این روش ، ما به طور مستقیم ارزشها را بیان می کنیم ، برای مثال ، صداقت و حفظ امانت ارزش هستند .

3-روش غیر مستقیم : در این روش ، ما ارزشها را در قالب قصه ، شعر، داستان و نمایش به کودکان آموزش می دهیم .

تحلیل گران و فلاسفه معتقدند که به علت اینکه
کودکان دوره ابتدایی ، قادر به درک ارزشها به صورت اصول انتزاعی نیستند ، بهتر است که ارزشها در این دوره ، به صورت غیر مستقیم آموزش داده شوند .  

4-روش پیشگیری : از ابتدا باید سعی کرد که ضد ارزشهایی مثل دروغگویی، در کودکان عادت نشود . ما باید قبل از تثبیت عادات ضد ارزشی در رفتار فرد ، مانع آنها شویم .

ارزشهای عمومی را می توان در دوره دبستان درونی کرد . در دوره دبستان، ارزشهای عمومی باید به زبانی ساده و قابل فهم برای کودک ، بیان و درونی شوند ، نه اینکه تحمیل شده باشند دانش آموز باید آزاد باشد تا رفتارش را مبتنی بر ارزشها نماید .

ارزشها آنقدر والا هستند که دلیلی برای تحمیل آنها وجود ندارد . والدین در بیان نیز باید به صورت جدی ، از تحمیل بهترین ارزش خودداری کنند و به دانش آموزان حق انتخاب بدهند . قرار دادن کودک در معرض تجارب مفید و مناسب ، سازماندهی درست تجارب و قرار دادن دانش آموزان در وضعیت مطلوب ، از جمله عوامل موثر در انتقال
ارزشهایی هستند که مورد علاقه کودک نمی باشد .

5- روش تفهیم و تحلیل به جای امتناع : باید به
کودک اجازه داد تا با استفاده از تحلیل ارزشها و کشف روابط ، به آنها پی برده و آنها را درک کند.  

:: حقوق تمامی مطالب این سایت محفوظ است

طراح: سایت ستاپ
Related Posts