5 دبستانی

وبلاگی برای تمام کودکان

ورود

صفحات جانبی

تبلیغات



ویژگی های برنامه آموزشی پیش دبستانی : 

 اولین نکته مهم در آموزش پیش دبستانی ، تمرین مشاهده است . کودک پیش دبستانی ، فراخنای توجه بسیار محدودی دارد ، در نتیجه ، تمرکز وی بر فعالیتها و مسائل بسیار محدود است . محیط به قدری برای کودک جالب توجه و تازه است که هر بار به یک شیئ خاص توجه می کند ، قادر به تمرکز طولانی بر یک بعد یا شیئ خاص نیست ، در نتیجه ، دائماً دچار حواس پرتی می گردد ؛ لذا برای بسط و گسترش تمرکز کودک ، باید قوه مشاهده او تقویت شود . کودک می تواند اشیاء و پدیده ها ، ویژگی های آنها و ارتباطشان با مسائل دیگر ، مثل طول ، اندازه ، شکل، رنگ و حالت زبری و نرمی را بررسی کند . اشترن ، برای آگاهی از تقویت قوه مشاهده دانش آموز در طول مرحله پیش دبستانی ، تصاویری از موجودات اشیاء خاص را در اختیار کودک قرار می دهد تا درباره آنها اظهار نظر کند . دانش آموز پیش دبستانی پس از مشاهده تصاویر ، سعی دارد، در مورد آنها اظهار نظر کند و نحوه پاسخگویی وی ، نشاندهنده نحوه و کیفیت مشاهده اوست . اشترن معتقد است : کودک پیش دبستانی ، تنها قادر به شمردن نامنظم اشیاء و موجوداتی است که در آن تصویر هستند .
هنگامی که ما می گوییم : برنامه های آموزشی باید مبتنی بر توانمندیهای کودک پیش دبستانی باشند ، بدین معنا نیست که دقیقاً مساوی با فعالیت و توانمندی دانش آموز باشد .
فعالیت های یادگیری باید بالاتر از توانمندیهای فعلی
کودک باشد ، زیرا یکسانی برنامه ها و توانمندی کودک ، هیچ گونه تربیتی را به همراه ندارد. بنابراین ، اشترن در تمرین مشاهده می گوید : دانش آموز را از شمردن بی نظم پدیده ها و اشیاء باید به سوی مرحله بالاتری سوق داد . ما باید قوه مشاهده کودک را تقویت کنیم تا او در مرحله بعد بتواند به وارسی اعمال خود بپردازد . برای مثال ، در این تصویر ، آن شخص این کار را انجام می دهد.
کودک باید به کیفیت انجام کار بپردازد ، در مرحله دبستانی ، بین فعالیتهای مختلف ، انسجام برقرار کند و قوه مشاهده او باید در دوره پیش دبستانی و دبستانی پرورش داده شود.



  علاوه بر روش اشترن ، به منظور پرورش قوه مشاهده کودک ، می توان از راههای زیر نیز استفاده نمود :

1-یکی از راههای پرورش قوه مشاهده کودک ، گردش علمی و سیر در طبیعت است .
2-ارائه اشیایی با رنگهای مختلف به دانش آموز نیز ، یکی از فعالیتها و فرصتهای یادگیری بسیار مهم در دوره پیش دبستانی است .
 



  تربیت حواس

حواس دریچه هایی به دنیای خارج هستند که کودک از طریق آنها ، دنیا را شناخته و بررسی می کند .
تمرین و تربیت حواس در دوره پیش دبستانی ، بسیار مهم است . هر چه حواس تمرین بیشتری داشته باشد ، بهتر عمل می کند . تحقیقات نشان می دهند که در دوره بزرگسالی ، به دلیل نداشتن پایه های مناسب ، تنها درصد بسیار کمی از افراد حواص و توانمندی بالقوه خود را به کار می برند.
در هر مرحله از رشد ، یکسری استعدادها و توانایی های خاص وجود دارد که اگر پرورش نیابد ، خود به خود دفع می شود .
 



  کلاپارد یکی از روانشناسان تعلیم و تربیت می گوید :

برای یادگیری هر چیزی، مراحل خاص و حساسِ یادگیری وجود دارد . اگر فرصت یادگیری از بین برود، فرصت رسیدن به آن یادگیری ، در مرحله دیگر امکان پذیر نیست. ما باید نسبت به همه مراحل رشد کودک ، دقت کافی داشته باشیم و تشخیص بدهیم او در کدام مرحله از مراحل حساس یادگیری است تا بتوانیم از آن مرحله ، استفاده بهینه برای یاددهی را به عمل آوریم ، زیرا با از دست رفتن فرصتها ، ایجاد مجدد آنها امکان پذیر نیست ، در نتیجه رشد کودک سیر نزولی پیدا می کند .
از نظر مربیان تعلیم و تربیت ، پرورش حواس تنها به یک صورت انجام نمی گیرد. ماریا مونته سوری ، او واس تنها به یک صض تنها به یک صضورت می کند .ا از دست رفتن فرصتها ، ایجاد کم خود دفع می شود .
بالقوه خود را به لین فردی است که متخصص آموزش پیش دبستانی می باشد . وی اولین خانه کودکان را در ایتالیا تأسیس کرد . مونته سوری در تربیت حواس ، از روش منطقی استفاده کرد . روش منطقی ، از جزء به کل و از ساده ترین محسوسات شروع می کند ، حواس را یک به یک پرورش می دهد و سپس از طریق ترکیب فعالیتها ، حواس را پرورش می دهد . در ابتدای کار ، پرورش حواس به صورت جداگانه و رسیدن از محسوسات بسیار ساده به محسوسات پیچیده تر و مرکب تر می باشد . بنابراین ، روش مونته سوری ، روشی ساده و پیچیده است . مونته سوری در خانه کودکان ، برای پرورش حواس ، انواع وسایل را در اختیار آنها قرار می داد .
دکرولی معتقد است : برای پرورش حواس ، باید از کل به جزء ، از نا معین به
معین و از پراکندگی به وحدت حرکت کرد . حس و حرکت باید با هم هماهنگ باشند .
به نظر کرولی ، پرورش حواس باید در موقعیت های عملی زندگی صورت بگیرد و نیازی به شرایط ساختگی نیست .
مونته سوری با استفاده از روش منطقی ، سعی کرد ، پرورش حواس را از ادراکات و حرکات ساده شروع و با ترکیب اینها ، به مراحل پیچیده تر برسد . او در مراکز آموزشی ، وسایل بسیاری را در اختیار کودک قرار می داد ، در حالی که دکرولی از کلی گرایی فکر کودکانه الهام گرفته است . او در پرورش حواس ، از ادراکاتی که هنوز تعدیل نشده ، شروع می کند و سعی دارد ، کودک را از کل به جزء و از نا معین به معین سوق بدهد .
 



  جان ویویی معتقد است : " آموزش و پرورش همان زندگی است :

مربیانی که در آموزش و پرورش نوین فعالیت می کنند ، معتقدند : هدف آموزش و پرورش ، آماده سازی کودک برای زندگی است. در نتیجه، ساختگی بودن محیط ، نمی تواند سبب تداوم رشد طبیعی کودک شود و موقعیت های عملی ، نقش بیشتری در پرورش حواس دارند .
در این بخش، به ارایه توضیحاتی پیرامون تربیت تخیل ، تربیت شخصیت، تربیت اخلاق، هماهنگ نمودن تواناییهای کودک پیش دبستانی ، هماهنگی اندیشه و عمل کودک، هماهنگی کودک با دیگران و تربیت هوش عملی که یکی از مبانی مهم اجرای آموزش دوره پیش دبستانی است ، می پردازیم.
 



  تربیت تخیل

برخی از مربیان و اکثر والدین که آگاهی چندانی در زمینه فرایند رشد و تریت کودک ندارند ، تصوشان بر این است : هنگامی که کودک از موجودات خیالی صحبت می کند یا داستانهای غیر واقعی را توصیف می نماید ، خیالاتی شده ، در نتیجه ، این امر را به عنوان اختلال و نابسامانی روانی تلقی نموده و نگران وضعیت کودک می شوند ، در حالی که این امر ، به هیچ وجه درست نیست ، زیرا قوه تخیل ، مهمترین توانایی ذهنی انسان و یکی از وجوه مهم تمایز انسان و حیوان است که نیاز جدی به تربیت آن وجود دارد.
قوه تخیل کودک را از طریق مختلف می توان پرورش داد که از جمله آنها، می توان به موارد زیر اشاره نمود:
 



  بیان قصه و داستان به کودکان :

کودکان به داستانهای ساختگی و تخیلی علاقمند هستند. بنابراین، یکی از راههای پرورش قوه تخیل، داستان سرایی برای کودک می باشد.
هنگام بیان داستان ، باید نقشهای فعالی به کودکان داده شود تا تأثیر این داتسان ها را مضاعف نمایند ؛ البته لازم به ذکر است که باید از گفتن داستانهای ترسناک به کودک ، اجتناب نمود .
در پرورش قوه تخیل کودکان ، باید به تفاوتهای فردی آنها توجه خاصی نمود. برای مثال ، در مورد کودکان پراکنده اندیش ، بیان داستانهای تخیلی و در مورد کودکان خیالپرداز ، بیان داستانهای واقعی ، تأثیر بسیاری دارد ؛ چون تخیل و پرورش آن ، به نحوی در تمرکز کودک تأثیر می گذارد . هنگامی که کودک پراکنده اندیش را به سوی تخیل که لازمه آن تمرکز است ، سوق می دهیم ، این امر کمک بسیاری به تعمیق تمرکز اندیشه وی می نماید و تا حدی ، موجب کاهش پراکندگی فکری می گردد .
 



  بازیها و ایفای نقشهای خلاق :

در بازیهای خلاق ، کودک به ایفای نقشهای مورد علاقه خود می پردازد .
در اختیار قرار دادن کتب مصور نزد کودک : ما از این طریق ، می توانیم کودک را به دیدن کتابها و داستان سرایی تشویق کنیم . در نتیجه ، قوه خلاقیت وی تقویت می شود و او می تواند ، تفکرات خود را بیان نماید .
تخیل ، باید به عنوان یک اهرم و روش ، در جهت ایجاد و پرورش خلاقیت استفاده شود ؛ چون تخیل و خلاقیت رابطه مهمی با یکدیگر دارند . در واقع، با پرورش قوه تخیل توانمندی خلاقیت ، ابتکار و نوآوری دانش آموز نیز افزوده خواهد شد . خلاقیت به معنی نوآوری ، ارائه راه حلهای جدید و تازه برای مسائل فعلی است که از طریق قوه تخیل صورت می گیرد .
 



  جان ویویی یکی از مربیان برجسته تعلیم و تربیت ، معتقد است :

از آنجا که خلاقیت نوعی اتلاف وقت است ، منفی می باشد ؛ البته چنانچه تخیل و خلاقیت با هدف همراه باشد و مربی بتواند ، خیالپردازی را به سمت درستی سوق بدهد ، خیالپردازی می تواند مثمرثمر باشد ، اما اگر دانش آموز غرق در تفکرات باشد ، تخیل هیچ هدفی به همراه نداشته و خیالبافی محض باشد ، مسلماً نظر جان دیویی صحیح است .
خیالپردازی را باید به سمت خلاقیت هدایت نمود . یک کودک پیش دبستانی، باید به صورت بهینه از خیالپردازی و تخیلات خود در راستای اهداف آموزشی استفاده کند تا
خیالبافی وی مفید باشد . کودک در خیالبافی های خود ، پدیده هایی را که دیده ، باز آفرینی می کند ، پس در پرورش تخیل، باید به تفاوتهای کودکان توجه داشت .
برای مثال ، تصور کامپیوتر برای کودک پیش دبستانی روستایی ، ممکن نیست .
 

:: حقوق تمامی مطالب این سایت محفوظ است

طراح: سایت ستاپ
Related Posts