گالیله ، گالیلئو  GALILEO,

در حضور دادگاه تفتیش عقاید ، ریاضی دان ، دانشمند و ستاره شناس بزرگ ایستاده است . او با ادای سخنان دروغ می خواهد به گناه کبیره اش ! اعتراف کند تا دادگاه او را ببخشد و از مرگ حتمی نجات یابد . براستی گناه کبیره ای که او انجام داد ه است چیست ؟ او چنین اعتراف کرد :

((من گالیلئو گالیله ، فرزند وین چفسو گالیله ، اهل فلورانس ، در این دادگاه زانو می زنم و در پیشگاه شما کاردینالهای مقدس عظیم الشان و روسای جامعه جهانی مسیحیت ، علیه هرگونه کفر و الحاد ، در برابر این انجیل مقدس سوگند یاد می کنم که همواره به کلیسای کاتولیک رم معتقد بوده ام و به یاری پروردگار بزرگ اعتقاد و ایمان دارم . دادگاه محترم به من فرمان داد که از عقاید کذب خود مبنی بر این که خورشید مرکز جهان است و زمین و سیارات به دور آن می چرخند ، دست بردارم و هیچ گاه و تحت هیچ عنوانی این عقیده را بیان نکنم و در انتشار آن نکوشم )).

گالیله در سال 1564 – همان سالی که ویلیام شکسپیر نویسنده شهیر انگلیسی به دنیا آمد – در پیزا از شهرهای ایتالیا چشم به جهان گشود . استعداد و نبوغ گالیله در کودکی کاملاً مشهود بود . او ذوق عجیبی در موسیقی داشت . به تشویق پدر ، رشته پزشکی را برگزید و به دانشگاه پیزا رفت . در بیست سالگی به اولین کشف خود دست یافت . او عقیده داشت با استفاده از حرکات نوسانی پاندول می توان ضربان قلب را اندازه گرفت .

در سال 1585 وضعیت مالی گالیله رو به وخامت گذاشت ، ولی از آنجا که در دوره تحصیل در دانشگاه دانشجوی ممتازی نبود ، دانشگاه به او کمکی نکرد . گالیله در این دوران از نظرات ارسطو درباره حرکت اجسام انتقاد کرد . این جسارت گالیله باعث شد تا دوک بزرگ توسکانی از او حمایت کند . به این ترتیب در بیست و پنج سالگی ، استاد ریاضی دانشگاه شد و این عمل در میان استادان دانشگاه سرو صدای زیادی را برپا کرد . اما گالیله ب ه آنها توجهی نکرد .

گالیله به ستاره شناسی نیز علاقه داشت و با تلسکوپ اختراعی خود ثابت کرد سیاره ها با ستارگان فرق دارند و توانست ارتفاع کوههای ماه را تقریبا اندازه گیری کند . او برای نخستین بار 4 قمر مشتری را کشف کرد ، ولی مخالفانش با لجبازی می گفتند :((چون پیشینیان به آن اشاره ای نکرده اند ، پس این اقمار وجود خارجی ندارند )).

با این حال او دست از عقایدش نکشید و همین عقاید باعث شدند که او را به دادگاه بکشانند و به مرگ محکوم کنند .

گالیله به سال 1642 در سن هفتاد و پنچ سالگی چشم از جهان فروبست او حتی تا آخرین روزهای زندگی تحت تعقیب کلیسا بود . می توان گفت گالیله غولی بود که نیوتن روی شانه هایش ایستاد و جهان را بهتر نگریست .